تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
ميشد « 1 » ؛ هر سال پنج‌تن از آنها از فوج خارج و به دسته آگاتورژها ملحق ميشدند . در سالى كه اين پنج تن از فوج خارج ميشدند نه تنها نميتوانستند بيكار بمانند ، بلكه هريك براى انجام خدمت به دولت به گوشه‌اى مأمور ميشدند و بطور خستگى - ناپذير كار ميكردند . 68 - پس يكى از اين مردان كه ليكاس « 2 » نام داشت برحسب تصادف و اتفاق و بكمك هوش و ذكاوت خود آنچه را كه در تژه جستجو ميكردند يافت . چون در اين زمان بار ديگر با اهالى تژه روابط عادى مستقر شده بود ، ليكاس به دكهء آهنگرى وارد و به تماشاى كوبيدن آهن مشغول شد . مشاهدهء اين منظره او را غرق در حيرت و اعجاب كرد . مرد آهنگر كه متوجه او شده بود كار خود را متوقف كرد و چنين گفت : « اى خارجى كه از اهل لاكونى « 3 » هستى ، چون تو از مشاهدهء كوبيدن آهن دچار حيرت و تعجب ميشوى ، تصور ميكنم اگر آنچه را من ديده‌ام ديده بودى بيشك دچار بحت و حيرتى بيشتر ميشدى . هنگامى كه من در اين حياط مشغول حفر گودالى بودم با تابوتى به طول هفت آرنج روبرو شدم . چون تصور نميكردم كه هرگز انسانى بلندقدتر از انسان امروز وجود داشته باشد ، تابوت را گشودم و مشاهده كردم كه جنازه آن بدرازاى تابوت است . من آن را اندازه گرفتم و سپس از نو در خاك نهادم . » بدين قسم مرد آهنگر مشاهدات خود را براى ليكاس نقل كرد . ليكاس دربارهء آنچه شنيده بود در انديشه شد و حدس زد كه از روى مشخصاتى كه هاتف معبد داده اين جنازه بايد به اورست تعلق داشته باشد . او حدس خود را چنين توجيه ميكرد : در كورهء آهنگر دودم ديده ميشد كه درحقيقت بادهائى بود كه هاتف به آن اشاره كرده بود و پتك و سندان آهنگر تعبير « در برابر هر ضربت ضربتى است » و آهنى كه كوبيده ميشد « رنجى بود كه در برابر آن رنجى
هامش
( 1 ) - فوج‌سوار نظام از سيصد نفر تشكيل ميشد و دسته محافظين پادشاه را تشكيل ميداد . هر سال پنج‌تن از مسن‌ترين آنها از فوج خارج و به دسته آگاتورژها ملحق ميشدند . ( 2 ) -Lichas( 3 ) - لاكونى( Laconie )يا اسپارت .