« من آن را به تو نخواهم داد ، زيرا مردانى بسيار هستند در آركادى ، »
« كه خوراك آنها ريشهء گياهان است « 1 » و مانع كار تو خواهند شد ، »
« ولى من هرگز از روى حسد تقاضاى ترا رد نميكنم و به تو مىبخشم ، »
« ناحيه تژه « 2 » را كه زمين آن به زير پا صدا مىكند ، »
« تا در آنجا برقص درآئى و دشت زيباى آن را با ريسمان اندازه بگيرى . »
وقتى اين جواب را براى اهالى لاكدمون نقل كردند و آنها اين جواب را شنيدند تصميم گرفتند از حمله به ديگر ساكنان آركادى خوددارى كنند . ولى در حالى كه زنجيرهائى با خود حمل ميكردند بجنگ با اهالى تژه شتافتند و چون به قول فريبندهء هاتف اعتماد داشتند ، تصور كردند با آن زنجيرها قوم تژه را باسارت و بردگى خواهند برد . ولى در جنگ شكست خوردند و آنها كه زنده باسارت درآمدند با همان زنجيرها كه خود همراه آورده بودند در دشت تژه به كار كردن مجبور شدند و اين دشت را در حال كار با ريسمان اندازهگيرى كردند « 3 » . زنجير هائى كه بپاى آنان بسته بودند تا زمانى كه من ميزيستم باقى بود و در تژه گرداگرد معبد آتنا واقع در آلئا « 4 » آويخته بودند .
67 - در نخستين جنگ اهالى اسپارت با قوم تژه ، اسپارتىها دائما با شكست مواجه ميشدند . ولى در زمان كرزوس ، هنگامى كه آناكساندريداس « 5 » و آريستون « 6 » در لاكدمون سلطنت ميكردند ، كمكم اسپارتىها در جنگ تفوق يافتند و شرح اين
هامش
( 1 ) - اشاره به قدمت تمدن و عادات و رسوم بدوى آنها است .
( 2 ) -Tegee( 3 ) - درحقيقت پيشگوئى هاتف تحقق يافته بود ، چه اهالى اسپارت با ريسمان دشت تژه را اندازهگيرى كردند ، ولى نه براى تقسيم آن بين سربازان فاتح ، بلكه براى تقسيم كار بين مغلوبشدگانى كه در اسارت بودند . رقص آنها كه هاتف به آن اشاره كرده بود رقص دستههاى شاداب و بشاش نبود ، بلكه رقص دستههاى كارگرى بود كه چون زنجير به پا داشتند همانطور كه هاتف گفته بود زمين در زير پاى آنان صدا ميكرد !
( 4 ) -Alea( 5 ) -Anaxandridas( 6 ) -Ariston