تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تفوق و چگونگى آن بدين قرار است : چون آنها پيوسته در جنگ با اهالى تژه مغلوب ميشدند كسانى به معبد دلف فرستادند و سؤال كردند كه به كداميك از خدايان بايد متوسل شوند تا بتوانند بر دشمن فائق گردند « 1 » . هاتف معبد به آنها چنين پاسخ داد : « در آركادى ، در دشتى هموار شهرى بنام تژه واقع شده ، » « در آنجا دو نوع باد به حكم قضاوقدر ميوزد ، » « در برابر هر ضربت ضربتى است و در برابر هر رنج رنجى ، » « در آنجا زمين كه مولد حيات است جسد اورست « 2 » را در آغوش دارد . » « آن را نزد خود ببر و درين صورت تو حامى شهر تژه خواهى شد . » « 3 » وقتى اهالى لاكدمون از اين پاسخ هاتف مطلع شدند همه‌جا به تجسس و كاوش پرداختند ، ولى هرچه بيشتر جستجو كردند گم‌شدهء خود را كمتر يافتند ، تا آنكه يكى از اهالى اسپارت بنام ليكاس « 4 » آن را كشف كرد « 5 » . اين شخص بدسته‌اى از اهالى اسپارت تعلق داشت كه مردم آنها را « آگاتورژ » ميناميدند « 6 » ، « آگاتورژها » دسته‌اى از اهالى شهر بودند كه از مسن‌ترين متقاعدين فوج‌سوار نظام تشكيل
هامش
( 1 ) - اين سؤال غالبا در معابد يونان باستان مطرح ميشد و حتى احتمال ميرود كاهنان معابد طرح سؤال را بدين قسم به ارباب رجوع تلقين ميكرده‌اند ، چه بديهى است جواب دادن بچنين سؤال از جواب دادن به سؤال‌هاى نظامى و سياسى آسان‌تر بود . ( 2 ) - اورست( Oreste )فرزند آگاممنون( Agamemnon )پادشاه اسپارت بود . ( 3 ) - مقصود اينست كه چنانچه حامى شهر تژه يعنى جسد اورست را به شهر اسپارت منتقل كنند حقوقى كه حامى نسبت به شهر تژه داشت به شهر اسپارت انتقال خواهد يافت . ( 4 ) -Lichas( 5 ) - با اينكه هردوت قبلا گفته بود كه اهالى لاكدمون از مشكلات خود خلاص شدند در اين قسمت بار ديگر به عقب برميگردد و دربارهء كشف استخوان‌هاى اورست صحبت مىكند . اين طرز بيان مطلب كه ابتدا سرانجام واقعه را ذكر و سپس جزئيات و جريان آن نقل مىشود يكى از خصوصيات تاريخ‌نويسى هردوت است . عيب اين طرز تاريخ‌نويسى اينست كه خواننده غافلگير نميشود زيرا ضمن مطالعه يك واقعهء تاريخى قبلا از سرانجام آن با اصلاع است . ( 6 ) - آگاتورژ( Agathoerges )به كسانى گفته ميشد كه به كارهاى خوب اقدام ميكردند . ليكاس نيز با كشف جسد اورست عملى نيك انجام داده بود .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 117 | هرودت / هادى هدايتى