اهالى لاكدمون كه در تمام جنگها پيروز بودند فقط در جنگ با اهالى تژه با شكست مواجه شده بودند . اگر زياد به عقب برگرديم « 1 » ، مشاهده ميكنيم كه بين اقوام يونانى آنها تنها كسانى بودند كه حكومتشان تابع بدترين قوانين بود و اين امر روابط چه در روابط شخصى آنها و چه نسبت به خارجيان مشهود بود و آنها با خارجيان تجارتى زيادى نداشتند « 2 » چگونگى تغيير قوانين آنان و تبديل آنها به قوانين خوب چنين است : ليكورگ كه يكى از شخصيتهاى برجسته اسپارت بود براى مشورت با هاتف معبد دلف به اين شهر آمد « 3 » . همين كه او به معبد وارد شد ، هاتف معبد چنين آغاز سخن كرد : « اى ليكورگ ، تو به سراى مجلل من روى آوردهاى ، سرائى كه نزد خداوند زوس « 4 » و ديگر خدايان ساكن المپ عزيز است . من ترديد دارم كه آيا بايد ترا يك فرد بشر اعلام كنم يا يك خدا . ولى اى ليكورگ ، من ترجيح مىدهم ترا يك خدا بدانم . » بعضى مدعى هستند كه هاتف معبد پس از بيان اين سخن قانون اساسى را كه در حال حاضر در اسپارت مجرى است بر او نازل كرد . ولى بطوريكه اهالى لاكدمون خود اظهار ميكنند در موقعى كه لئوبوتاس « 5 » برادرزادهء ليكورگ پادشاه اسپارت بود و ليكورگ قيم او شده بود ، وى اين قانون را از كرت « 6 » به اسپارت آورده بود . حقيقت آنست كه همين كه او به قيمومت رسيد تمام قوانين را تغيير داد و كوشيد طورى كند كه قوانين او نقض
هامش
( 1 ) - بين لئوبوتاس( Leobotas )و لئون نه پادشاه ديگر سلطنت كرده بودند ( هردوت - كتاب هفتم بند 204 ) .
( 2 ) - ظاهرا مقصود هردوت آنست كه اهالى لاكدمون نه تنها با ديگر مردم ساكن يونان رفتوآمدى نداشتند ، بلكه حتى بين دهات اين ناحيه نيز چندان روابطى نداشتند .
هر دسته در دهكدهء خود زندگى ميكردند و از مردم دهكدهء ديگر بىخبر بودند .
اصطلاح لاكدمون و اسپارت كه امروز معمولا از آنها مفهوم واحدى استنباط مىشود در نظر هردوت باهم اختلاف داشت و هردوت اهالى لاكدمون را غير از اهالى اسپارت ميدانست .
( 3 ) - ليكورگ شايد به آن جهت به معبد دلف آمده بود تا موافقت خداوند را نسبت به قانون اساسى كه خود تحرير كرده بود جلب كند .
( 4 ) -Zeus( 5 ) -Leobotas( 6 ) -Crete