تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
بندى چنين اعلام كرد : « من عدهء شن‌ها و وسعت درياها را ميدانم ، » « من سخنان لال را ميشنوم و حرف آنكس را كه سخن نميگويد ميفهمم ، » « بوئى بمشامم ميرسد ، بوى لاك‌پشتى كه ، » « در ديگى از روى با گوشت گوسفند ميجوشد ، » « پوست آن از چرم ضخيم است و روى آن از سرپوشى از روى ، » « پوشيده شده و زير آن نيز ظرفى از روى قرار دارد . » 48 - فرستادگان پاسخ هاتف را نوشتند و به سارد مراجعت كردند . وقتى فرستادگان ديگرى كه به محل‌هاى مختلف اعزام شده بودند با پاسخ هاتف‌هاى خود رسيدند كرزوس بسته‌هاى حامل جواب را يك‌بيك باز كرد و جواب آنها را مورد دقت قرار داد . هيچيك از آنها او را خوش نيامد ، ولى همين كه پاسخ معبد دلف را قرائت كرد بيدرنگ بذكر عبادت و دعا پرداخت و صحت گفتار آن هاتف را تصديق كرد . او هاتف معبد دلف را تنها هاتف واقعى تشخيص داد زيرا اين هاتف كرزوس را از كارى كه واقعا بدان مشغول بود مطلع كرده بود . در حقيقت كرزوس پس از عزيمت فرستادگانى كه مأمور نواحى مختلف بودند ، براى آنكه كارى كند كه حدس آن دشوار باشد و كسى نتواند آن را در مخيله خود مجسم كند ، لاك‌پشت و گوسفندى را قطعه‌قطعه كرده بود و بدست خود گوشت آنها را مخلوط كرده و در ظرفى از روى كه روى آن نيز سرپوشى از روى قرار داشت جوشانيده بود . 49 - اين بود پاسخ معبد دلف به پرسش كرزوس . و اما دربارهء پاسخ هاتف آمفيارائوس من خبر ندارم كه پس از ورود فرستادگان ليدى به اين معبد چه جوابى به آنان داده شد ، زيرا از اين جواب در تاريخ خبرى نيست ، تنها چيزى كه ميتوانم بگويم اينست كه در نظر كرزوس هاتف اين معبد نيز يكى از هاتف‌هاى واقع‌گو بوده است . 50 - وقتى اين مشورت انجام شد ، كرزوس كوشيد با اهداء قربانىهاى بزرگ خداوند
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 99 | هرودت / هادى هدايتى