به اهالى لاكدمون خدمتى كند نوشته باشد . من نام اين شخص را ميدانم ولى از گفتن آن خوددارى ميكنم . فقط مجسمهء جوانى كه آب از دست او جارى است بوسيلهء اهالى لاكدمون ساخته شده ، ولى آن دو ظرف هيچيك كار آنها نيست .
علاوه بر هداياى فوق ، كرزوس هداياى زياد ديگرى نيز به دلف فرستاد كه علامت مشخصى ندارند « 1 » از اين قبيل است شمشهاى طلا كه به شكل استوانه ذوب و ريخته شده بود « 2 » . و نيز مجسمهء زنى از طلا باندازهء سه آرنج « 3 » به دلف فرستاده شد ؛ اهالى دلف مدعى هستند اين مجسمه زنى را نشان ميدهد كه براى كرزوس نان مىپخته « 4 » . علاوه بر اينها ، كرزوس گردنبندهاى زن خود و كمربندهاى شخص خود را نيز فرستاد . اين بود هدايائى كه او به معبد دلف تقديم كرد .
52 - براى زيارتگاه آمفيارائوس « 1 - 4 » كه كرزوس از فضايل و مكارم آن باخبر بود سپرى اهداء كرد كه تمام قسمتهاى آن از طلا بود . و نيز نيزهاى از طلاى ناب كه قلاب آن و نوكهاى قلاب آن از نقره بود فرستاد « 5 » . در موقعى كه من ميزيستم ، اين دو شئى هنوز در معبد شهر تب « 6 » كه به آپولون ايسمنيوس « 7 » تخصيص داشت موجود بود .
هامش
( 1 ) - مقصود مؤلف اينست كه اين هدايا علامتى نداشت كه مشخص تعلق آنها به كرزوس باشد يا نشان دهد كه او به معبد هديه كرده و به همين جهت است كه بعضى آنها را به اهالى لاكدمون نسبت دادهاند .
( 2 ) - مقصود اينست كه طلا را در قالبهاى بىشكل كه ظاهرى هنرى نداشت ذوب كرده بودند .
( 3 ) - هر آرنج برابر بود با 444 ميليمتر ( رجوع شود به مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان )
( 4 ) - اين همان زنى است كه وقتى از او خواستند نانى مسموم براى پادشاه بپزد ، كرزوس را از توطئه باخبر كرد و جان او را از خطر نجات داد .( Plutarque : De Pyth . orac . 19 )( 1 - 4 ) -Amphiaraos- آمفيارائوس مرد مقدس و دانشمندى بود كه در موقع دفاع از شهر تب در برابر لشگركشى معروف متحدين هفتگانه در دفاع از شهر شركت كرد ولى در اثر صاعقه ژوپيتر زمين دهان باز كرد و او را بلعيد .
( 5 ) - مقصود نيزه قديمى است كه در رأس آن قلابى دو شاخه قرار داشت و بر هر شاخه آن نوكى تيز تعبيه شده بود . نقش اين نيزه را بر روى ظروف قرن شش و پنج قبل از ميلاد ميتوان مشاهده كرد .
( 6 ) -Thebes( 7 ) -Apollon Ismenios