اختيار حيات و ممات مردم را دارد . از خاندان سلطنتى و واليان و حكام نواحى دورافتاده و كسان ديگر هم جمعى هستند كه اين اجازهء مخصوص به آنها داده شده است . در اين وضع ، حالت مردم را كه سركوب و تسليم مىشوند ، مىتوان تصور كرد .
مجازاتها
براى جرايم معمولى ( و نسبة كوچك ) مجازات جريمه و شلاق و چوب زدن در كار است . اما جرايم مهم بيرحمانه مجازات مىشود و ممكن است كه به پدر و مادر و عيال و اطفال و خويشاوندان مجرم هم سرايت كند ، يا كه اگر مجرم از اشراف و خانواده بزرگان باشد از خانوادهاش اخراج شود و بسا كه در نتيجه اين وضع قاطرچى بشود . كسى كه جرم ( بزرگ ) كرده باشد خانهاش حتما ضبط و اسباب خانهاش هم مال دولت مىشود . چنين است كه دادرسى و مجازات يكى از راههاى عمدهء درآمد دولت ( و شاه ) است . نيز ، اين شر و فساد را مىبينيم كه كسى كه مىخواهد از مجازات فرار كند مىتواند با دادن مال [ زياد ] جرمش را بخرد . مجازات كسى كه دزدى كرده باشد ، برابر حكم شرع ، دست و پا بريدن است ؛ مگر گاهى كه زيان ديده از او بگذرد - كه در اين صورت ممكن است بخشوده شود . درباره كسى كه مرتكب قتل شده باشد ، به درخواست فرزندزادگان مقتول ، [ خونى ] را به آنها تحويل مىدهند تا هرگونه كه خود مىپسندند او را قصاص بكنند ؛ و گرنه او را سر مىبرند ، يا به راههاى ديگر مانند به ستون بستن - كه گاو يا اسب بدنش را [ از دو سو ] بكشند و از هم دريده شود - مجازات مىكنند . دربارهء مجرم سياسى و كسى كه سوءقصد نسبت به تخت و تاج داشته يا به اينگونه اعمال مظنون است ، مجازات كور كردن اجرا مىشود . از بىرحمى اين كار و نمونههاى آن در كتابهاى تاريخ فراوان گفته شده است .
انواع كيفرها
در اينجا انواع مجازاتها را به اختصار معرفى مىكند :
مجازاتهاى سبك : جريمه و چوب زدن بر پشت يا چوبفلك كردن پاها و ضبط اموال .
مجازاتهاى سنگين : بريدن گوش و بريدن بينى و سوراخ كردن گوشت بدن و بريدن پا .
سنگينترين مجازاتها : جلاد ستونى را كه سوراخ دارد استوار مىكند و گردن مجرم را برابر سوراخ اين ستون مىگذارد و طنابى گرد گلويش مىگذارند و دو سر آن را از اين سوراخ رد مىكند و سپس اين طناب را گاو مىكشد تا محكوم كشته شود .
سر بريدن در انظار مردم : جلاد انگشتش را به سوراخهاى بينى محكوم فرومىكند و سر او