يوشيدا : احترام و تشكر خود را معروض مىدارم ، و سلامت حضرت سلطان را آرزو دارم .
پس از اين خداحافظى بيرون آمديم و با يكيك ديگران هم وداع كرديم و به كالسكه نشستيم . دو سوار لشكرى ما را تا اقامتگاهمان بدرقه كردند . به اينجا كه رسيديم ساعت ده شب بود .
بررسى ظروف چينى خزانه
يكشنبه 20 ، صاف :
بعدازظهر به وزارت خارجه و به ديدن وزير رفتيم ، و اطلاع داديم كه در اين دو روزه عزيمت خواهيم كرد ، و براى پذيرايى گرمى كه از ما شده بود تشكر كرديم . از اينجا ، ديگر بار به خزانه توپقاپىسراى رفتيم تا در اجراى امر سلطان ظروف ژاپنى و چينى اين گنجينه را تفكيك و دستهبندى بكنيم . گويا هرآنچه را كه كار ژاپن مىدانستند امروزه آورده و اينجا چيده بودند .
پس از آن به سفارت ايران رفتيم و خداحافظى كرديم ؛ و آنگاه به اقامتگاهمان بازگشتيم .
مسير دنباله سفر
دوشنبه 21 ، صاف :
فردا از استانبول روانه خواهيم شد ، و امروز در تهيه و تدارك عزيمت بوديم . يوشيدا از اينجا از راه وين پايتخت اتريش به پايتخت روسيه [ سنپترزبورگ ] خواهد رفت ، و يوكوياما هم از طريق وين عازم انگليس است . من چون حكم شده است كه به ايتاليا بروم و [ پس از ديدن آنجا ] به ميهن بازگردم ، مىخواستم كه از راه دريا رهسپار ايتاليا شوم . [ اين روزها ] به فكرم رسيد كه راه دريايى با زمينى [ از نظر مدت ] تفاوتى ندارد ؛ پس به جاى آنكه بيهوده در كشتى بگذرانم از راه زمينى بروم تا سير و سياحتى هم در آفاق و انفس بكنم . پس تصميم گرفتم كه با يوشيدا و ديگران به پايتخت اتريش بروم و از آنجا به ايتاليا .
عزيمت از استانبول
سهشنبه 22 ، ابرى :
در ساعت يك بعدازظهر از دربار عثمانى كالسكه فرستادند ، و به آن سوار و به سوى غلطه سرازير شديم . به اسكله نظامى كه رسيديم چند صاحبمنصب بحريه استقبالمان كردند و ناويان هم با پيشفنگ اداى احترام نمودند ؛ و آنگاه به كشتى بخارى كوچك كه برايمان