تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
برايمان بالاترين افتخار است . مراتب احترام و امتنان خودمان را تقديم مىداريم . سلطان : خواستم چيزى كه خوشايند مهمانان ما باشد هديه كنم ؛ چيز مناسبى به نظرم نيامد . اين نشان‌ها فقط براى تقدير از زحمت‌تان است . آن‌گاه سلطان گفت : شنيدم كه از اينجا به وين در اتريش مىرويد . آيا از وين يكراست به ميهنتان برمىگرديد ؟

گزارش سفر

يوشيدا : از هنگامى كه از ژاپن روانه شديم ، حدود يك سال گذشت . دولت متبوع‌مان انتظار دارد كه گزارشمان را [ هرچه زودتر ] تقديم كنيم . پس يك‌راست به وطن‌مان باز خواهيم گشت . سلطان : [ تاكنون ] چه مدت وقت صرف كرديد . يوشيدا : در ايران وقت زياد گذرانديم ، زيرا كه وضع راه‌ها در آن‌جا خوب نبود . پس دو ماه [ تا تهران ] در راه بوديم ، و در تهران هم چهار ماه مانديم . سلطان : بازگشتن‌تان تا ژاپن چند روز خواهد كشيد ؟ يوشيدا : از راه دريا 45 روزه خواهيم رفت . سلطان : راه دور و درازى است . از سفر دريا ناراحت نمىشويد ؟ يوشيدا : خوشبختانه [ در راه آمدن ] احساس ناراحتى نكرديم .

وزير مختار رومانى

در اين هنگام وزيرمختار رومانى ، كه موهاى سرش يكدست سفيد بود ، وارد شد . سلطان به او اشاره كرد و گفت : پاشاى رومانى و وزيرمختار آن مملكت است . معتمد من ، و نزدم عزيز است ؛ پس دعوت كردم تا در ضيافت شام امشب باشد . يوشيدا : بله ، متوجه هستيم . آشنايى با جناب وزيرمختار رومانى در اين فرصت هم مايه خوشوقتى فراوانمان است .

آرايش ميز شام

در اين اثنا به سلطان اطلاع دادند كه ميز شام آماده است ؛ پس سلطان از جا برخاست و همه هم از پى او روانه شدند و به تالار غذاخورى رفتند . در اينجا دو پسر سلطان ، كه يازده - دوازده ساله مىنمودند ، هم آمدند و سر ميز شام نشستند . مهمانان سر ميز حدود 20 نفر بودند و به ترتيب زير نشستند :
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 326 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا