تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

عثمان پاشا در جنگ با روس

عثمان پاشا ، چنان‌كه [ در گزارش‌ها آمده است و ] همه مىدانند ، در سال 1877 در واقعه جنگ عثمانى و روسيه از قصر و قلعه پلونه
Plewna
[ در بلغارستان ] دفاع مىكرد ، و دشمن اينجا را سخت در محاصره گرفت و او با همه نيرو ايستادگى مىكرد تا كه سرانجام ذخيره آذوقه ته كشيد و دانست كه نمىتواند بيشتر مقاومت كند ؛ و مصمم شد كه شبانگاه 9 دسامبر با 000 ، 26 لشكر پياده و 6000 سوار زير فرمانش محاصره [ روس‌ها ] را بشكند و بگريزد . اما ، از بخت بد ، لشكر روس راه را بر آنها گرفت و سپاه ترك را درهم شكست و خود عثمان پاشا هم گلوله خورد و همه سپاه او تسليم دشمن شد . اما عثمان پاشا دليرانه جنگيده بود و در جهان نامور شد . اكنون كه او را ملاقات مىكرديم سيمايى ملايم داشت ، چنان‌كه سرخوش از باد بهار باشد . او هم حدود 40 ساله نشان مىداد .

باريابى

پيشخدمتان خاص آمدند و گفتند كه سلطان پيش از شام ما را به حضور مىپذيرد ؛ پس منيف بيگ نزد سلطان راهنمايىمان كرد و شرفياب شديم . سلطان در جامه‌اى تيره نشسته بود ، و ما را دعوت به جلوس بر صندلى كرد و نشستيم . در اين باريابى گفت‌وگوهاى زير به ترجمانى يوكوياما ماگوايچيرو و منيف بيگ ميان يوشيدا ماساهارو و سلطان انجام شد : يوشيدا : توقيرا جوياى سلامت مزاج حضرت سلطان مىشود . سلطان : تشكر مىكنم . حالم خوب است . در اين چندروزه براى گردش و تماشا به جاهاى گوناگون رفتيد . شنيدم كه ديروز هم كه براى نماز به مسجد آمدم [ نزديك ] آن‌جا بوديد ، و خوشوقت شدم . فوج‌هاى قشون را كه ديديد چگونه يافتيد ؟ يوشيدا : هرروز از كاخ‌هاى سلطانى و تشكيلات قشون و بحريه ديدن كرديم ، و همه با عظمت و پيشرفته است و هر ديدار در ما اثر گذاشت . دربارهء قشون ، فكر مىكنيم كه افراد آن خوش‌بنيه‌اند و خوب آموزش ديده‌اند . سلطان : نظام لشكرى و لباس و ترتيبات ديگر آن در مملكت شما چطور است ! يوشيدا : در اصل مبتنى بر شيوهء فرانسوى است . اما امروزه ، به تناسب ، شيوه‌هاى ديگر هم در كار مىآيد . لباس اهل نظام به گونه‌اى است كه فوروكاوا پوشيده ، و فقط درجه‌هاى نظامى [ با نشان دوخته شده روى لباس ] متفاوت است . نيز يوشيدا در اينجا گفت : ديروز حضرت سلطان به ما نشان گرانبها مرحمت فرمودند كه