تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
الماس نشانده شده و دوش‌هاى چپ و راست بالاتنه‌اش هم با 6 قطعه گوهر بزرگ سرخ و سبز زينت شده بود . او به صندلى زرى تكيه كرده و شمشير هلالى شكل را پيشش آويخته بود و غلاف شمشير با گوهرهاى سرخ و سفيدش در روشنايى چشم را خيره مىكرد . [ ناصر الدين ] شاه پنجاه و يك سال داشت ، اما جوان‌تر مىنمود ؛ صداى رسا داشت ، و در سيمايش عظمت و دليرى پيدا بود . حركاتش متين بود و متناسب با مقام شاهنشاهى ايران .

فرنگىمآبى ناصر الدين شاه

اما [ بار ديگر كه او را ديديم ] هنگامى بود كه از كاخ تابستانى در دامنه البرز بازمىگشت ؛ فراشان در پيش مركب شاه مىرفتند و شاه لباس رسمى پوشيده بود و چند تن از ملازمان با او سوار بودند . چند صاحب‌منصب سوار با لباس نظام در جلو مىرفتند و چند يساول سوار با شمشير برهنه در دست در چپ و راست شاه مىراندند و يكى هم با گرزه‌اى كه سر نقره‌اى آن مىدرخشيد سوار بود . شاه در ميان اين موكب ملازمان و مراقبان سوار بر اسبى با زين و برگ زركوب در حالى كه چپ و راست او هفت - هشت سوار مىرفتند ، اسب مىراند . موكب ملوكانه تركيب و ترتيب خوب و شكوهمندى داشت ؛ اما شاه لباس فرنگى پوشيده و عينك آفتابى زده و چتر آفتاب‌گير فرنگى بالاى سر نگه داشته بود .

ناسازىها

اين سيما و ظاهرش ناساز مىنمود و شكوه شاهانه در آن نبود ، و پيدا بود كه در نفوذ رسم و راه اروپايى درآمده و فقط زينت ظاهر را فراگرفته است [ و مىتوان نارسايىهاى ديگر را از اين قياس كرد ] ؛ چنان‌كه در خيابان‌ها درختكارى شده و چراغ براى روشنايى نصب شده ، نظام قشون از اتريش اقتباس شده ، و ساختن قلعه نظامى از فرانسه گرفته شده است ؛ شاه 15 كاخ تابستانى دارد و 134 زن در حرم ، و خود باشكوه رفتار مىكند و به تجمل مىگذراند ، و به اخذ مظاهر تمدن مسرور است و مىبالد . اما از تهران كه پا بيرون بگذاريم يكسره بيابان بىانتها است ؛ و اگر هم اراضى كشت‌شدنى اينجا و آن‌جا باشد ، زارعانش در خانه محقر يا زير چادر سر مىكنند و براى كمك به امر معاش خود دام نگاه مىدارند .

بدى راه‌ها

پستخانه و خط تلگراف ساخته‌اند ، اما راه‌سازى نكرده‌اند و چاپارخانه‌ها با كمبود آدم و چاپارخانه‌دار و بدى وضع راه‌ها چندان به‌كار نمىآيد ، و مردم بيشتر كاروانى به هرجا سفر