شاه : « هنگكنگ در چين است . اينطور نيست ؟ آيا هنگكنگ جزء خاك چين است ؟ »
يوشيدا : « هنگكنگ متصرفه انگليس است . »
شاه : « شما از تنگه مالاكا هم گذشتيد ؟ »
يوشيدا : « بله ، گذشتم . »
شاه : « از توكيو تا بوشهر چندروزه آمديد ؟ »
يوشيدا : « 60 روز طول كشيد ؛ چون همانطور كه به شرف عرض رسيد راه انحرافى آمديم . »
شاه : « از ژاپن تا اينجا به راه مستقيم چقدر طول مىكشد ؟ »
يوشيدا : « خيال مىكنم كه با كشتى تندرو حدور 45 روزه مىشود آمد . »
شاه : « در سفر دريايىتان به تندباد يا توفان برنخورديد ؟ »
يوشيدا : « با توفان ترسآورى روبرو نشديم . »
قشون چين و ژاپن
شاه : « قشون ژاپن چه تعداد سرباز دارد ؟ »
يوشيدا : « نيروى زير پرچم قشون 000 ، 50 نفر است ، و 000 ، 50 نفر هم افراد ذخيره داريم . »
شاه : « مىدانيد كه چين چه عده سرباز دارد ؟ »
يوشيدا : « عدهء قشون چين را 000 ، 800 نفر مىگويند ؛ اما در واقع اين همه نيست . [ بيشتر ] قشون آنها به شيوه قديم است . عدهء قشون طرز اروپايىشان ، تا آنجا كه به ياد دارم ، حدود 000 ، 50 نفر است . »
شاه : « شيوهء قشون ژاپن چطور است ؟ »
يوشيدا : « در آغاز ، ما شيوه و سازمان نظامى فرانسه را گرفتيم . اما آهستهآهسته شيوه خاص خودمان را طرح انداختيم و بنياد كرديم . »
شاه : « آيا همه سربازان ژاپنى به شيوهء اروپايى مجهزند ؟ »
يوشيدا : « بله ؛ اينطور است . »
مأموريّت هيأت ژاپنى
در اينجا شاه از جايش برخاست و به سوى ما آمد . شاه به يوشيدا گفت كه اعضاى هيأت ژاپنى را معرفى كند و او آنها يكبهيك اسم برد . شاه مىشنيد و از برابر هريك مىگذشت و سر تكان مىداد . پس از آنكه معرفى انجام شد ، شاه پرسيد :