شاه : « شنيدهام كه شما دو مرجع مملكتدارى را با هم داريد ؛ يكى امپراتور كه رئيس آيينى كشور است ، و ديگرى فرمانرواى لشكرى يا « شوگون و
Shogun
» كه ادارهء سياسى مملكت را در دست دارد ؛ آيا درست است كه نهضت احياى قدرت امپراتور به تازگى صورت گرفته ، و آيا اين نهضت به معنى تحوّل در نظام سياسى مملكت است ؟ »
يوشيدا : « پادشاهى ژاپن از ديرباز ميان يك خاندان و نسل بعد نسل تداوم داشته است . ما در مملكتمان دو پادشاه نداريم . از حدود سدهء دوازده در ژاپن نظام حكومت لشكرى برقرار شد ، كه در آن « شوگون » يا سپهسالار كارها را اداره مىكرد و امپراتور در حمايت اين سپهسالاران بود . امپراتور ميجى
Meiji
[ امپراتور كنونى ] كه روى كار آمد ، نظام سپهسالارى را بر هم زديم [ و قدرت فايق به امپراتور بازگشت ] . »
حكومت ژاپن
در اينجا شاه دربارهء تداوم پادشاهى در يك خاندان و ميان افراد همخون از يك پشت ، كه به ژاپنى بانسى ايكّهء
Bansei Ikkei
خوانده مىشود ، پرسيد ؛ و يوشيدا پاسخ داد :
« نخستين امپراتور ژاپن « جيّمو
Jimmu
» بود كه 2600 سال پيش پادشاهى داشت ؛ و از آن هنگام تاكنون سلسله امپراتورى ژاپن ميان پادشاهانى كه از يك خون و از نسل همند دنباله داشته ، و امپراتور « ميجى » يكصد و بيست و چهارمين امپراتور از اين سلسله است . »
مسير و مدّت سفر به ايران
ناصر الدين شاه سر تكان داد و باز پرسيد :
شاه : « آيا قانون اساسى تازه در ژاپن پس از به سلطنت رسيدن امپراتور ميجى تصويب و اعلام شد ، يا كه قانون اساسى از مدتها پيش تدوين شده بود ؟ »
يوشيدا : « قانون اساسى ما از 2500 سال پيش تاكنون هيچگاه عوض نشده ، و فقط اصلاحهايى در آن شده است و آن را با احوال و سياست روز سازگار ساختهايم . »
شاه : « آيا شما مستقيم از توكيو به بوشهر آمديد ؟ »
يوشيدا : « ما از خليج توكيو راهى اين سفر شديم . » [ در اينجا درباره وضع خليج توكيو و راه دريايى از آنجا به شاه توضيح داد ] . »
شاه : « با كشتى خارجى آمديد يا كشتى ژاپنى ؟ »
يوشيدا : « ما به ناو ژاپنى به نام « هيهى » كه مستقيم به بوشهر مىآمد سوار شديم . امّا پس از رسيدن به هنگكنگ من به كشتى خارجى نشستم و ده روز زودتر از هيهى به بوشهر رسيديم . »