تشريفات باريابى
حدود 20 سرباز شاهى با لباس سرخ در چپ و راست پلگان اين عمارت ايستاده بودند . به اينجا كه رسيديم نايبوزير خارجه از ما پرسيد كه آيا كفشمان را بيرون مىآوريم ؟ گويا در اين كشور رسم است كه هنگام وارد شدن به خانه كسى كفش را درمىآورند . [ اما ] ما پاسخ داديم كه درآوردن كفش خلاف رسم و آداب ژاپنى است . پس از پلگان مرمرى بالا رفتيم و در سمت راست ، درون اتاق پيش رويمان ، شاه را بر صندلى نشسته ديديم . به ديدن شاه سلام و عرض ادب و احترام كرديم ، و از سمت چپ اتاق رو به سمت راست آن رفتيم و [ به فاصلهاى از شاه كه رسيديم ] به صف ايستاديم و اداى احترام كرديم . در اينجا شاه به شخص خود ما را دعوت به نشستن كرد . پس تا ميان اتاق رفتيم و نشستيم . شاه دعوت كرد كه جلوتر برويم ؛ پس نزديكتر شديم و به فاصلهاى در حدود سه - چهار ذرعى شاه رسيديم . پس از سلام و تعارف مرسوم ، يوشيدا موضوع مأموريت خود را كه از دولت ژاپن به او واگذار شده بود به ژاپنى گفت ، و يوكوياما ماگوايچيرو سخن او را به انگليسى ترجمه كرد ، و مترجم ايرانى هم آن را به فارسى برگرداند و به سمع شاه رساند . « 1 »
سخنان يوشيدا
« اين ناچيز از بندگان امپراتور ژاپن است . امپراتورى ژاپن مأموريتى به رسالت به اين رعيّت خود داد . كه آن را با افتخار پذيرفت و سعادت آن را يافت كه از ژاپن به اين درگاه آيد .
امپراتور ژاپن ادعيه و آرزوى خود را براى دوام سلامت و بقاى سلطنت و اقتدار و عظمت اعليحضرت همايون شاهنشاه و صلح و سعادت ملت ايران تقديم مىكند . اين كمترين بسى خوشوقت و سرافراز است كه به زيارت وجود مبارك نايل آمده است . اعتقاد دارد كه اعليحضرت شاهنشاه سرشار از بينش و بصيرت و خردند ، و هيأت سفارت ژاپن بخت آن را داشته است كه در سايه بركت وجود و به مايه سجايايى كه خداوند در نفس نفيس اعليحضرت وديعه گذاشته است از پذيرايى و نوازش خاص برخوردار شود . اين احساس و تفاهم مىتواند آغاز فرخندهاى براى رابطه و مبادله ميان ( دو ملت ) شرق و غرب آسيا باشد . اعتقاد دارد كه شاهنشاه كارهاى درخشانى به انجام رسانده و به توفيقهاى شايان نايل آمدهاند ؛ كه مايه حيرت و تحسين ممالك عالم تواند بود . شاهنشاه به اين موهبت توانستهاند دولت ايران را هدايت و ملت را رهبرى فرمايند و اصلاحات و ابداعات بسيارى را بنياد نهند . قدرت و اعتبار و نفوذ
هامش
( 1 ) . سخنان يوشيدا ، پاسخ شاه ، و متن پرسش و پاسخها در اين باريابى از ترجمهء فارسى سفرنامه يوشيدا ماساهارو ، صص 183 تا 189 نقل شد .