كراچى
سهشنبه 22 ، صاف ، 85 درجه :
ساعت 5 و نيم صبح وارد بندر كراچى شديم . از بمبئى تا اينجا 500 ميل دريايى و سه شبانه روز راه بود . اين بندر در اراضى سند ايالت بمبئى و در دهانه رود كوچكى كه در شمال رود هند نام دارد و به دريا مىريزد واقع است . اينجا در گوشه غربى هند انگليس و نزديك سرحدّ بلوچستان است . سوى چپ دهانه اين بندر تپه صخرهاى كوچكى است و چهار - پنج خانه ، كه فرنگىهايى كه مأمور علامت دادن با پرچماند آنجا زندگى مىكنند . پشت آن هم خانههايى است ، و نيز كارخانه كشتىسازى . اين خانهها ، سى - چهل تا محقر ، و كلبه مانند است .
اينجا را مانورا مىنامند . در سوى چپ دهانه بندر ، 6 جزيره صخرهاى كوچك هست كه
Oyster Island
[ جزاير صدف خوراكى ] ناميده مىشود . ميان اين جزيرهها و تپهها و تپه صخرهاى در سوى چپ ريگزارى است به طول حدود 10 چو [ - هزار ذرع ] و در ميان بندر [ چون دماغهاى ] در دريا جلو آمده است . اما اين جزيره مصنوعى و در حكم موجگير است .
در ميان اين ريگستان ، شهرى ديدم كه كيمارى ناميده مىشود و پيش بندر شهر كراچى است .
شش - هفت كشتى لنگر انداخته در اين بندر ديدم . درختى بر زمين نبود ، و آفتاب داغ بر صحرا مىتابيد و گرما بسيار شديد بود ؛ پس هيچ ميل به گردش در بندر نداشتم . در ساعت 8 و نيمشب ، باد هنوز گرم بود .
رؤيت خسوف در دريا
در سوى شرق ، ماه كه خسوف داشت نمايان شد و پس از اندكمدتى ماهگرفتگى پايان يافت .
با ديدن آن دانستم كه خسوف واقع شده است . پس تقويم ژاپنى را ديدم و در آن از خسوف كامل در اين شب خبر داده بود . اينجا [ كراچى ] چند هزار رى يا فرسنگ از ژاپن فاصله دارد ، و اختلاف ساعت ميان اين دو جا 5 ساعت است ، پس [ ماهگرفتگى هم ] با آنچه كه در ژاپن مشاهده مىشود و در تقويم ژاپنى نوشته شده است اين اندازه تفاوت دارد .
به سوى مسقط
چهارشنبه 23 ، هوا صاف ، 85 درجه :
ساعت 5 صبح كشتى لنگر كشيد و روانهء بندر مسقط در عربستان شد . در سوى راست ، در ساحل ، كوههاى كوتاه و بلند سرخرنگ بىسبزه و گياه به چشم مىآمد . اين كوهها چندان بلند نيست و به تپهها و ارتفاعات سرزمين چين مانند است . در ساعت 8 با پيشرفتن كشتى ، رشته