مىبارد [ اما جلوى اسب بارانى نيست ] . نمىدانم كه روزى چند بار هوا چنين تند دگرگون مىشود .
شنبه 12 ، صاف ، 90 درجه :
يكشنبه 13 ، كمى ابرى ، 88 درجه :
در اين شب به دعوت ناخداى كشتى « هيهى » با افسران ژاپن در عرشهء كشتى مهمانى داشتيم و بسيار خوش گذشت .
نجيبزادهء دروغين
شنبه 14 ، صاف ، 88 درجه :
امروز از آقاى رامچندرا هندى ، كه در ايران مقيم است و در بوشهر است تلگرافى آمد كه درخواست كرده بود عازم شوم . در پاسخ او تلگراف فرستادم با اين مضمون كه گفته بودند كشتى پستى پسفردا [ از اين بندر ] روانه مىشود و قرار است كه با اين كشتى سفر بكنيم ؛ اما از روى اتفاق ، اين كشتى نياز به تعمير پيدا كرد و به تعميرگاه رفت . پس ، تا روز شنبه حركت نخواهم كرد . كشتى پستى ديگر نيست كه بتوانم با آن بروم . از اينرو ناچار به چند روز توقف شدهام .
اما دربارهء رامچندرا شرح كوتاهى مىآورم : او مدعى است كه پسر خواهر راجه نيسام
Neysam
است كه سال پيش شورش سپاهيان را در هند برانگيخت . اما برابر آنچه كه بعد شنيدم ، اين يكسره دروغ بود ( و معلوم نيست كه از پشت و تبار كيست ) . او از بچگى در انگليس زندگى كرده و چندى پيش به روسيه رفت . پيشتر ايران را ديده بود . از اينرو دولت [ ژاپن ] او را براى راهنمايى هيأت سفارت ما استخدام كرد و [ با اين مأموريت ] از [ سن پترزبورگ ] پايتخت روسيه از راه زمينى روانه شد و به بوشهر آمد و آقاى يوشيدا و ديگر اعضاى هيات را ديد . علت اين هم كه امروز [ تلگرافى ] خواستار به راه افتادنم شد اين است كه معرفىنامههايى را كه انوموتو
Enomoto
وزير دريادارى به نامم صادر كرد به آقاى يوشيدا سپرده بودم تا به او [ - رامچندرا ] بدهد . [ و او با در اختيار داشتن اين معرفىنامه خواسته بود اظهار وجودى بكند ! ] .
سهشنبه 15 ، ابرى ، 89 درجه .
چهارشنبه 16 ، ابرى ، 89 درجه .
هامش
از امثال رايج است ؛ اما در منابع راهنماى امثال چنين سخنى ديده نشد .