به دست و پاهايشان هم النگو و خلخال بزرگ كردهاند . مرد و زن همه پابرهنه مىگردند ، و در تف گرما و زير آفتاب سوزان چنان در خيابان پابرهنه مىروند كه پيداست رنج و سوزشى ندارند . بايد بگويم كه اين رسم مردم نازل است [ در ژاپن هرگز پابرهنه نمىگردند ] .
سهشنبه 8 ، هوا صاف ، 87 درجه :
امروز هوا خيلى گرم بود و در هتل آسودم ، و بعدازظهر در خيابانها گردش كردم .
سكههاى جيب سوراخكن
چهارشنبه 9 ، هوا صاف ، 87 درجه :
روانهء سفر كه شدم ، پولى را كه همراه برداشته بودم در كشتى « هيهى » سپردم ، و چون هفته آينده سفرم را به ايران با كشتى پستى دنبال خواهم كرد ، امروز رفتم و پول خود را از امانتدار كشتى گرفتم . اما پولى كه گرفتم همه پول نقرهء هند است كه « روپيه » خوانده مىشود . سكهها زياد و سنگين بود ، و همراه داشتن و همراه بردن آن ناراحت . پس بىدرنگ آن را با پول طلاى انگليسى تسعير كردم . دو سه واحد پول در هند رايج است ؛ يكى « پاى » كه سكه مس است ، و هر دوازده پاى برابر يك « آنّا » و هر 16 آنّا يك روپيه است . يك سكه نقره فرنگى با 2 و دو ثلث روپيه تسعير مىشود .
پنجشنبه 10 ، كمى ابرى ، 90 درجه :
نامهاى نوشتم و به ژاپن فرستادم . حمام گرفتم و گرما را از تن شستم .
هواى ناپايدار
جمعه 11 ، ابرى ، 88 درجه :
در خيابانها گردش كردم . اينجا مرزى ميان هواى صاف و ابرى نيست . هنگامى كه آفتاب مانند تشت طلا در آسمان مىدرخشد ناگهان هوا ابر مىشود و رگبار مىگيرد . امروز هم بناگاه ابر شد . تغيير هوا در يك ثانيه صورت مىگيرد ؛ چنانكه از مردمى كه در خيابان مىروند جلوترىها آستين لباسشان از شدت باران پرآب مىشود ، اما آنها كه در پشت مىآيند بارانى نمىبينند . اين باران را در ژاپن شوئو « 1 »
Shu - u
مىگويند ، كنايه از اينكه در پشت اسب
هامش
( 1 ) . اين كلمه كه امروز مهجور شده و به كار نمىرود كنايه از باران تند و رگبار است ، در اصطلاح ژاپنى به شدتى كه آب از دو سوى كمر اسب جارى مىشود . برابر نوشته فوروكاوا ، « جارى شدن آب از دو سوى كمر »