تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بسيار باريك‌تر و خانه‌ها تا اندازه‌اى با طرز و طرح خانه‌هاى جنوب چين بود . اين خانه‌ها بيشتر پنج - شش طبقه است ، و جلوى دكان‌ها بساط گذاشته و اجناس گوناگون به نمايش نهاده‌اند . كف اتاق‌ها سكويى برآورده و بر اين سكو كف‌پوش پارچه يا حصير پهن كرده‌اند و بر آن مىنشينند . توى شهر هوا بسيار دم كرده و گرم و محيط پرسروصداست و منظرهء آن كم‌وبيش به چين مانند است . از ديگر ديدنىهاى شهر جايى است كه بازار مىنامند ، و محوطه وسيعى است زير سقف يكپارچه و گسترده كه آن‌جا ماهى و گوشت و سبزى و ديگر مواد و وسايل مورد نياز هرروز را عرضه كرده‌اند و مىفروشند . معلوم است كه اينجا از انبوه مردم شلوغ و پرصداست .

باغ عمومى

را هم را دنبال كردم و به باغ عمومى شهر به نام
Queen Victoria Garden
رسيدم . اين باغ در سوى شمالى شهر و در فاصله 2 ميلى دريا واقع است . در اينجا موزهء تاريخ طبيعى بزرگى ، با ساختمان دو طبقهء باشكوه ، درست كرده‌اند و در آن اسكلت كامل حيوان‌هاى هيولا مانند كه در عصر ماقبل تاريخ در زمين مىزيسته‌اند و نيز مجسمه لشكريان قديم هندى به نمايش گذاشته شده است ( اين مجسمه زرهى از زنجير و لباسى از شال دارد ؛ و با شمشير و نيزه در دو دستش به رزمندگان قديم ژاپن مانند است ) . ديگر ، سنگ‌هاى معدنى ، ابريشم خام ، ميوه ، جوجه پرندگان و انواع حشره هم در اين موزه تاريخ طبيعى گذاشته‌اند . چيز خاصى نيست كه چندان ديدن داشته باشد . درخت‌هاى اين باغ چنان انبوه است كه گويى رنگ سبز شاخ و برگ آن فضا را پر كرده است و به زمين مىچكد . « 1 » گل‌هاى گوناگون به رنگ‌هاى سرخ و ارغوانى چشم‌نواز است .

شاه وحوش

جلوى قفس وحوش كه رسيدم ، ميمون بزرگى ديدم با صورتى به رنگ شنگرف ، كه با چشمان گرد و نافذش به انسان نگاه مىكرد . ببر هم بود ، با پوست و مويى طلايى و خالدار و موهاى بلند گونه‌ها كه برعكس ديگر حيوان‌ها به جلوى صورت ريخته بود و قدرت و هيبتش را مىشد از غريدنش احساس كرد . پلنگى هم بود ، خوابيده . نيز در اين باغ‌وحش خرس بود كه مىگشت و خرگوش و روباه كه به بازى سرگرم بودند . ديدنىتر از همه حيوان وحشى درشت
هامش
( 1 ) . تعبير ژاپنى است براى وصف انبوهى چيزى در محيط .