تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مردم محل خريد ، چيزهايى مانند گوشت گوسفند و مرغ و تخم‌مرغ و برنج و هندوانه و خربزه ( كه به راستى بزرگ است ، و قطرش به هفت - هشت « سون » [ حدود يك چهار گز ] و بلنديش به يك شاكو و دو - سه سون [ حدود نيم تا سه چارك گز ] مىرسد ) و انگور و نان و پنير و ماست و نمك و خيار و بادنجان است ، كه آن هم آسان به دست نمىآيد . معمولا چاره‌اى جز خوردن نان خالى [ كه بيشتر فراهم است ] نيست .

لوازم سفر

چيزهايى كه در سفر بايد همراه برد به اختصار ياد مىشود : اسلحه [ تپانچه ] ، رختخواب ساده ، يك قاليچه ( به عرض سه - چهار شاكو [ حدود 90 تا 120 سانتيمتر ] و طول شش - هفت شاكو [ حدود 180 تا 210 سانتيمتر ] ) ، پتو ، بارانى ( در غير فصل تابستان ) ، يكى - دو ديگ و تابه ، ظروف غذاخورى ، استكان ( كه اين‌ها بهتر است فلزى و محكم باشد ) ، كارد و چاقو ( چندكاره ) ، چنگال ، قاشق ، يراق ( زين لشكرى بهتر است ) ، چمدان ( كه بزرگ آن مناسب‌تر است ) ، جعبه دوا ( كه جعبهء كفش اروپايى براى اين كار خوب است ) ، لوازم اصلاح و شانه و مانند اين‌ها ، براندى
Brandy
، گوشت كنسرو شده ، ميسو [ خمير لوبياى ژاپنى ] ، اومه‌بوشى [ آلوى نمك‌سود ژاپنى ] ، سورومه [ نوعى ماهى پاك‌كرده و خشك‌شده ] ، ماهى خشك ، تسوكودانى [ كه آن را با جلبك خوراكى و سس لوبيا و چاشنىهاى ديگر مىپزند ] ، برگه‌هاى نورى [ جلبك خوراكى كه در ژاپن با آن دلمه برنج سرد درست مىكنند ] ، سس لوبيا ، كلاه محافظ ، چكمه ، كفش ايرانى [ - گيوه ! ] ، پارچه يا حوله براى محفوظ ماندن سر و رو از آفتاب ( پارچهء سفيد بزرگ بهتر است ) ، عينك آفتابى ، شلوار سوارى ، لباس ( كه بهتر است چهارفصل باشد و داراى جيب‌هاى زياد ) ، زيرپوش عرق‌گير خاكسترىرنگ [ زيرپيراهن و شلوار ] ، كايا [ پشه‌بند كه توى اتاق مىزنند ] با چند ميخ براى نصب و بستن ريسمان‌هاى آن به چهار گوشه اتاق ، شمعدان و فانوس .

چاپارخانه‌ها

اسباب پخت‌وپز فقط در سفر كاروانى به كار مىآيد ، و در سفر چاپارى به آن نياز نيست . لفظ « چاپار » معادل كلمه اكيتى [
ekitei
] ژاپنى يا پست [
Post
] اروپايى است . دولت ايران در سال 1877 م . نظام پستى تأسيس كرد تا مأموران پست با اسب چاپارىنامه‌ها را ببرند و برسانند ، و قرار شد كه در هر پنج - شش فرسخ مسافت يك ايستگاه ساخته شود تا در اينجا بتوان اسب عوض كرد و امكان‌هاى رفاهى در اختيار مسافر باشد . اين ايستگاه را « چاپارخانه » مىنامند كه