مناطق مختلف است ، ميان آنها هميشه اختلاف هست و وحدت رأى و عقيده ندارند . علاوه بر اين ، مدتى كه افراد در خدمت نظام مىگذرانند معين نيست . زياد مىبينم كه در ميان افراد يك هنگ پيرمردان موسپيد و نوجوانان چهارده - پانزده ساله در كنار هم فعاليت و خدمت مىكنند ، با اين تركيب ، هرگز وحدت و همكارى مطلوب ميان آنها نمىتواند باشد . وضع درهم قشون ايران را به ارابهها در چين كه چهار نوع چارپا - گاو و اسب و قاطر و خر - به آن مىبندند ، مىتوان تشبيه كرد . مىتوان تصور كرد كه سرعت اين ارابه هيچ به درشكهاى كه چهار اسب آن را بكشد ، نمىرسد .
اصلاحات لشكرى
شاه ايران هم فكرى [ اصلاحى ] دارد و گويا در اوايل ماه اكتبر سال 13 ميجى [ 1880 م . ] طرحى به دولت داد كه پيشبينى مىكند كه شمار سربازان ايران از 75000 نفر [ اسمى ] به 000 ، 40 نفر [ واقعى ] كاهش يابد و خدمت تمام عمر هم منسوخ و دورهء سربازى به چند سال محدود شود و ، با همان بودجه و هزينه پيش ، سرباز كارآمد تعليم دهند . نشنيدهام كه در اينباره تصميم گرفته شده باشد . اكنون اين بحث در ميان است و بايد دير يا زود به اصلاح وضع سربازگيرى بپردازند . اگر شيوهء كار اصلاح شود ، وضع قشون رفتهرفته بهبود پيدا مىكند و پس از ده سال ديگر سرباز بىنظم ديده نخواهد شد .
اما آنچه كه اصلاح وضع نظام را دشوار مىكند شيوهء رايج اعطاى درجه سرتيپى و . . . . به ملاحظه انتساب خاندانى و خويشاوندى يا با گرفتن پيشكش است ، و نيز ضديت ميان اهل مذاهب شيعه و سنى . اگر يكى از اين مسألهها هم برجا بماند و حل نشود ، اصلاح وضع سربازگيرى تحقق نخواهد يافت ، و نمىتوان اميد داشت كه نظم و ترتيبى در كار قشون پيدا شود . آيا اين سرانجام براى ايران جاى افسوس ندارد ؟
بحريه
ناوگان جنگى و سفاين بازرگانى از گونه بحرپيماهاى فرنگى هيچ نيست ،
توليد ، بازرگانى ، و كالاهاى صادر و وارد
سياست و تجارت
طرفهاى تجارى ايران در جنوب هندوستان و عربستان و در شمال روسيه و تركمانها و در