نيست كه وضع و اجراى مقررات نظامى را امكان دهد ، و شايد كه فقط براى افراد واحدهاى نظام تازهء قشون تدبيرها و شيوههاى نظامى اتريش را الگو ساخته و به كار مىبرند .
نبودن ضابطه
نظام لشكرى ايران به وضعى است كه وصف شد . با اين ترتيب ، مىتوان گفت كه روحيهء نظاميان بسيار پايين است . نيز افسران اگر منتسب به خاندان سلطنت نباشند حتما از خاندانهاى خوانين ولايات و ايالات آمدهاند ؛ و اگر هم از فرزندان اعيان و اشراف نباشند ، با دادن پيشكش منصب لشكرى را خريدهاند . هيچ ديده نشد كه كسى به مايه و تناسب استعداد و قابليت خود مقام و منصب گرفته باشد .
نوجوان سرتيپ
جا دارد كه از داستانى عجيب ياد كنم . به تازگى يكى از اشراف فرزند خود را با نامهاى نزد سرهنگ اتريشى معلم مدرسه نظام فرستاده ، و در اين نامه خواهش كرده بود كه اين نوجوان را يكى دو سال آموزش دهند و سپس درجهء سرتيپى به او بدهند . سرهنگ اتريشى پاسخ داد كه او چندين ده سال در مدارج نظامى خدمت كرده تا سرانجام درجهء سرتيپى يافته است ، و نمىتواند اين درخواست را بپذيرد . البته معلوم هم نيست كه پس از يكى - دو سال تعليم نظامى درجه سرتيپى بدهند ؛ اما به هر روى سرهنگ اتريشى اين خواهش را رد كرد . طرح اين تقاضا نشان مىدهد كه در حقيقت كافى است كه يكى - دو سال از افسر اتريشى تعليم ببينند تا مقام و درجهء افسرى بگيرند . پيداست كه در ميان نظاميان ايران كسانى براى آينده مايه اميدند كه اكنون از افسران خارجى تعليم مىگيرند ، اما آموزش نظامى براى رسيدن به درجه سرتيپى [ - اميرى ] هنوز ترتيب و تحقق نيافته است . اگرچه بنا به پيشامد جايى به نام مدرسه نظام هست ، اينجا ، چنانكه در فصل آموزش ياد شد ، فقط اسم و عنوانى دارد و نمىتواند كسى را براى كار افسرى و مأموريت فرماندهى باربياورد .
شيوهء كهنه سربازگيرى
در شيوهء سربازگيرى نيز هنوز رسم قديم دنبال مىشود ، و جز مردم مسيحى و يهودى و زردشتى [ كه سرباز نمىدهند ] از هر طايفه و قوم در ولايات و بلوكات مملكت ايران كه مسلمانند سرباز مىگيرند . در نواحى و گوشه و كنار ايران مسلمانان دو تيره شيعه يا سنىاند كه با هم ضديت دارند ؛ و از آنجا كه هر هنگ و رسته نظامى مركب از افراد طوايف و اهالى