كسى در شميران ، نزديك تهران ، درست مىكند . دو - سه نوع باروت توپ و باروت تفنگ ديدم كه رنگش تيره يا سياه شده بود و درخشندگى نداشت . قوه انفجارى آن را امتحان نكردم ، اما پيدا بود كه بالاتر از درجه متوسط نيست .
رسته مهندسى نظام
قلعههاى خشت و گلى
سربازهاى مهندسى مانند افراد توپخانه در يك قرارگاه زندگى مىكنند و لباسشان هم شبيه سربازان پياده است ، و مانند آنها تفنگ كوتاه ورندل
Werndl
دارند . اما چون از شروع كار اين رسته چندان نگذشته است كارش نمىتواند پيشرفته باشد . فقط قلعهاى ساختهء اين واحد را ديدم كه آن هم گويا پى و پايهاش را افسران اتريشى بنا كردهاند . زمين در همه جاى ايران سنگ و سنگريزه زياد دارد كه اين وضع كار حفارى [ و پىكنى ] را بسيار دشوار مىكند . از اينرو پى حصار [ و قلعه ] را با سنگ و سنگريزه مىسازند و پس از آنكه پايهء بنا شكل گرفت ، ديوار را با خشت [ گل قالب گرفتهاى چارگوش كه هر ضلعش حدود 30 سانتيمتر است ] بالا مىبرند . پس اين ديوار و حصار خشت و گلى ممكن است كه با اصابت يك گلوله توپ فروبريزد . علاوه بر اين ، چون درخت و چوب كم است ، براى هيزم هم فقط شاخه و خار جمع و توده مىكنند . پس سبد هم براى قلعه نمىتوان درست كرد . خيزران كه در ژاپن داريم به تصور ايرانىها هم نمىآيد . « 1 »
كيسهء سنگريزه به جاى شن
كيسهء شن هم كه براى سنگر يا حفاظ توپ مىگذارند ، از خاك و شن پر نشده بلكه از سنگ و سنگريزه انباشته است . پس ، اگر هم گلولهاى پرتاب نشده باشد ، كيسه در همان مصرف اوّل پاره مىشود و سنگ و سنگريزه بيرون مىريزد و ديگر به كار نمىآيد . اگر اين كيسه را با كيسه شن ژاپن كه از خاك مناسب پر شده است مقايسه كنيم ، اختلاف به راستى از زمين تا آسمان است . در وضعى كه شرح داده شد ، قلعهء نوساخته همچنين مىنمايد كه جنگ سختى را گذرانده و توپ آن را شكافته و حصارى هم كه از كيسههاى شن بستهاند ريخته است ؛ و بناى درست و سالمى به نظر نمىآيد . اگر در ايران جنگ روى بدهد شايد كه وضع سربازان رسته مهندسى در هر دو سو به مراتب سختتر از همه باشد .
هامش
( 1 ) . در ژاپن قديم ، سبد براى انباشتن و بردن سنگ در قلعهها را از باريكههاى خيزران مىساختند .