بردارند و پيوسته رو به سوى تمدن بروند ؛ و اگر مدرسه هم تأسيس و علم آموختن تشويق شود ، ديگر خود پيداست كه هيچكس نخواهد خواست كه بر دانش خود نيفزايد . پس تصور مىكنم كه بىرونقى علم و فرهنگ در اين جامعه نه براى رواج رسوم ناپسند بلكه به علت اين است كه فكر و معرفت مردم هنوز پيش نرفته است . فكر مىكنم كه بايسته است كه ايران هرچه زودتر كار را بر قاعده استوار كند و مدارس مخصوص علوم ، پزشكى و نظامى بنياد نهد و شاگردان را با نظم و مراقبت فراخواند و به تحصيل وادارد و آنان را پس از فراغت از تحصيل در كار [ و مسؤوليّتى ] كه بتوانند از آموختههاى خود بهره گيرند ، بگمارد تا در آينده نتيجه مطلوب به دست آيد . اين آرزويم است . اگر چنين بشود ، خاندان سلطنت به افرادى از مردم عامه كه اهل دانشاند احترام مىكنند ، و مردم طبقه پايين هم به اعيان و اشراف كه از دانش بهره ندارند دست يارى مىدهند ، و تمدن روزبهروز پيشتر مىرود و قوت مملكت پيوسته فزونى مىگيرد . اگر مملكت ايران [ با اين تدبير ] به موقع و مقام خوبى برسد ، اگر هم در قيد از ميان بردن رسوم ناپسند نباشند اين عادات بهخودىخود متروك مىشود . اميدوارم كه ايران سياستى براى توانگر و متمدن شدن در پيش گيرد .
قشون
بررسى وضع لشكرى
دربارهء وضع قشون ايران ، آقاى افتن سرتيپ سوم مملكت امريكا ، پيشتر ، در سال 1876 م .
در ايران سفر كرد و وضع [ نظامى ] اينجا را به دقت بررسى و نتيجهء مطالعهء خود را در گزارشى در سال بعد ( 1877 م . ) به رئيس ستاد نيروهاى نظامى امريكا تسليم كرد . پس ، كسان بسيارى هماكنون وضع نظام ايران را به خوبى مىدانند . اما در اين پنج سال كه از بررسى او گذشته ، تغييرهايى روى داده است . از اينرو ، آنچه را كه خود ديده و شنيدهام در اينجا شرح مىدهم .
اگر محتواى اين شرح با گزارش آقاى افتن مقايسه شود ، بهطور كلى يكى است و جز اختلافهايى جزئى با هم ندارد . اما چون به اصلاحاتى كه [ در نظام ] شده است بنگريم ، خواننده درمىيابد كه درجهء پيشرفت نظامى ايران ناچيز هم نيست و [ به خصوص از اين دگرگونى ] ياد كردهام .
تاريخچه سازمان نظام
قشون ايران در حدود سال 1600 ميلادى هنگامى كه شاه عباس بر تخت بود به وسيلهء يك