تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
گفتند كه شاگردهاى اين مدرسه اكنون 250 يا 260 نفر هستند . مىتوان تصور كرد كه چرا در مقايسه با ممالك ديگر ، عدهء چندانى با اين سهولت پذيرش كه هست به مدرسه وارد نمىشوند . بسيارى از مردم نيز همين احساس و تصور را دارند .

دادن و گرفتن رشوه

گويا در ايران اين عادت بد و ناپسند گسترده است كه حتى مدرسه و معلّم از آن بر كنار نيست ، و اين‌ها هم به رشوه گرفتن مبتلا هستند ، و هنوز به نسبت كم و زياد پيشكشى كه مىرسد درباره ضعف و قوت شاگردان تصميم مىگيرند . چنين است كه پسران خانواده سلطنت درس نمىخوانند ، اما درجه سرتيپى مىگيرند ؛ بستگان خانواده‌هاى اشراف مانند عمو و دايى و برادرزاده هنوز درسشان تمام نشده از بلندپايگان دولت مىشوند . كسى كه از خانواده‌هاى پايين باشد ، اگر هم دانش بسيار داشته باشد ، منتها طبيب و حكيم روستا مىشود و از ادانى مردم باقى مىماند .

بىقدرى علم و فرهنگ

مىگويند كه به اين موجبات است كه [ رغبت به تحصيل و ] تعداد شاگردان مدرسه زياد نيست . اما اين تصور هم [ براى همه ادوار ] درست نمىنمايد ، زيرا كه ايران از كهن‌ترين كشورها است . اما پس از قرون ميانه و به دنبال جنگ و آشوب‌هاى پىدرپى ، مردم از عالى و دانى با دانش بيگانه شدند . پس از بنياد شدن سلسله قاجار كم‌كم آرامش [ نسبة بلندمدت ] پيدا شد . اما اكنون هنوز بيش از 80 سال از آغاز اين دوره نگذشته است و مردم ايران هنوز به لزوم و اهميت فرهنگ معرفت ندارند . پادشاه كنونى پس از نخستين سفرش به اروپا در سال 1872 كمى شيوه اروپايى را دنبال كرده و گرايش به تمدن جديد يافته است . با آن‌كه مىگويند كه دار الفنّون تاريخ 30 ساله دارد ، در واقع بيش از چهارده - پانزده سال از پا گرفتن آن نمىگذرد . با اين توسعه‌نيافتگى ، كمى شاگردان نه فقط بر اثر عادت ناپسند است [ كه از آن ياد شد ] ، بلكه به احتمال به اين سبب است كه اكثر مردم هنوز علم و فرهنگ [ و ارزش آن ] را نمىشناسند .

اولويّت رشد فرهنگى

اگر نخست ادبيات و معرفت ميان مردم رواج يابد ، اگر هم مدرسه‌اى نباشد هركس مىكوشد تا بر دانش خود بيفزايد . در اين وضع ، مردم بر اين نيّت و رفتارند كه عادات و رسوم بد را از ميان