آويختند ، و به عمليات ورزشى پرداختند . پس از پايان اين نمايش ، به اتاق پيشين [ نزد مدير و معلمان مدرسه ] رفتيم و چاى خورديم و استراحت كرديم ، و نقشه نيمه تمامى را كه از تهران تهيه مىكردند ديديم . وعده دادند كه پس از تمام شدن آن براى هركداممان يكى به رسم هديه خواهند فرستاد .
نام بىمسمّى
گويا اين مدرسه سى سال پيش از اين ، در اصل به عنوان مدرسه نظام ، تأسيس شد . اما در طرز و اصول تعليم ، نام آن با واقعيت وفق نمىداد . صاحبمنصبان قشون ايران در اصل اگر هم از خانواده شاهى نباشند ، از خانوادهاى اشراف گرفته مىشوند . در درجات پايينتر از سرهنگ هم افراد وابسته به اشراف و خانهاى محلى بسيارند . پس ، چنين نيست كه ارتقا و ترقى مقام در قشون مربوط به گذراندن اين مدرسه باشد . درسخواندگان اين مدرسه هم لزوما وارد نظام و صاحبمنصب قشون نمىشوند .
درس ادبيّات در مدرسهء نظام
چنين است كه با اينكه اينجا مدرسهء نظام خوانده مىشود ، محتواى درسها آميختهاى از ادبيات و علم نظام است ، و طب هم به آن اضافه مىشود تا كه شاگردان پس از فراغت از تحصيل در هر اداره كه بخواهند شاغل بشوند . مىتوان گفت كه اينجا مدرسهاى عادى [ به شيوهء فرنگى و نه تخصّصى ] است .
سهولت پذيرفته شدن به دار الفنون
هزينه مدرسه و شاگردان را شاه [ از خزانهء خود ] مىدهد . اين مدرسه خوابگاه ندارد ، و شاگردان شبها به خانهشان مىروند . گويا دوبار در سال به شاگردها لباس مىدهند و يك وعده غذا در روز ، و هر شاگرد به تناسب سال درسش قدرى هزينه تحصيل مىگيرد . داوطلبان تحصيل در اين مدرسه بىتوجه به دين و وضع اجتماعى آنها [ خواه از خانواده اشراف باشند يا عامه ] و سنشان ، فقط با دانستن زبان و خط فارسى و بىگذراندن امتحان خاصى ، مىتوانند وارد شوند . براى فارغ التحصيل شدن هم حدّ سنّى نيست . شاگردان مىتوانند صبحها هر وقت كه مىخواهند بيايند و عصرها از مدرسه برگردند ، و حضور در درسها الزامى نيست . اگر مدرسههاى ژاپن چنين [ آسانگير ] باشند ، چند صد هزار شاگرد در آنجا ازدحام مىكنند و با چند معلم انگشتشمار نمىشود به اينهمه شاگرد علم آموخت .