تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
اين معنا در اين حديث شريف آمده است كه : أَخْسَرُ الناس مَن باع آخرتَه بدنياه ، وأَخْسَر من ذلك منه مَن باع آخرتَه به دنيا غيرِه « 1 » ؛ زيان‌كارترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنياى خود بفروشد ، و زيان‌كارتر از او كسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگران از كف بدهد . اين پديده به صورت خطرناكى در دورهء عثمان بارز شد - گرچه در دورهء ابوبكر و عمر به صورت محدودى وجود داشت - زيرا عثمان زمينه را چنان آماده ساخت كه خلافتِ اسلامى ، چونان حكومت كسرا و قيصر شود و در اين راستا مسئوليت‌ها و ولايت‌ها را به خويشاوندانش سپرد و تُيولى را به آنها واگذارد و اموال ( و دارايىها ) را به آنان داد تا آنجا كه نقل شده هنگام مرگِ بعضى از آنها ، طلاى ميراثشان با تبر قطعه قطعه مىشد « 2 » . در تاريخ ثبت است كه عثمان خمس [ درآمد ] آفريقا و فدك را به عبدالله بن ابى سرح « 3 » و مروان بن حكم « 4 » بخشيد . اين گونه بخشش‌ها به خويشاوندان ، براى آن بود كه آنان از نگرش‌ها و آراى عثمان حمايت و دفاع كنند ، همان موضع‌گيرىها و منش‌هايى كه منجر شد ميانِ مسلمانان شكاف افتد و سپس بر عثمان يورش آورند و او را بكشند . آرى ، بعضى از اين نشانه‌ها در آغاز خلافت ابوبكر ظاهر شد ؛ آن گاه كه خالد بن وليد جامه خز پوشيد و عمامه‌اى كه با تيرها آن را آراسته بود - از روى غرور - بر سر نهاد . تا
هامش
( 1 ) . مواهب الجليل 1 : 41 ؛ در مآخذ روايى شيعه آمده است : « شرّ الناس . . . » ( شرترين مردم . . . ) نگاه كنيد به : من لا يحضره الفقيه 3 : 353 ؛ اختص - اص شيخ مفي - د : 243 ؛ وسائ - ل الشيعه 16 : 34 ، ذيل حديث 20902 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى 3 : 136 . ( 3 ) . تاريخ طبرى 2 : 651 . ( 4 ) . الطبقات الكبرى 3 : 64 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 734 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى