و از آن سوى ، مشركان و كافران از طبقه اغنيا و اشراف بودند ، با روح شريعت و مفاهيمِ آن - كه آنان را محدود مىساخت - سازگارى نمىيافتند ، و شريعت براى آنان هيچ برترى وامتيازى را قرار نداد و همين امر ، شگفتى واعجاب آنها را برمىانگيخت .
خداى متعال مىفرمايد :
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ . . .
« 1 »
؛
براى مردم شهوات ( داشتنِ زنان و فرزندان و كيسههاى آكنده از طلا و نقره ) آراسته شد .
فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ
« 2 »
؛
چرا بر او دست بندهاى طلا افكنده نمىشود يا فرشتگان همراهىاش نمىكنند ؟ !
پيامبر صلى الله عليه و آله پس از آنكه حال امّت را چنين يافت ، به فقرا افتخار مىكرد و آنان را در آغوش مىگرفت . فقيرانى كه از دنيا روگردان بودند ( مانند عمّار ، مقداد ، سلمان ، ابوذر ، بلال حبشى ، صُهَيب رومى و . . . ) آن حضرت را پيروى كردند .
و امّا اغنيا ( مانند ابولهب ، ابوجهل و ابو سفيان و . . . ) از كسانى بودند كه در راه پيامبر صلى الله عليه و آله خار مىافكندند . اينها حقايقى است كه هيچ كس در آن اختلاف ندارد .
هنگامى كه اين سنّتِ قرآنى را مدّ نظر قرار دهيم و آن را بر دو مدرسه « تعبّد محض » و « اجتهاد و رأى » تطبيق كنيم ، درمىيابيم كه اكثريّت فراگير پيروانِ مكتب تعبّد
محض ، فقرايند ؛ ابوذر فقيرانه زيست و در تبعيد غريبانه جان سپرد ، عمّار شهيد شد و چيزى برجاى نگذاشت ، و چنين است حال ديگر پيشوايان اين مكتب و پيروان آنها .
در مقابل ، شادخوارى و گردن افرازى را نزد عثمان و مروان بن حكم و معاويه و عمرو بن عاص مىيابيم . مورّخان اموال و املاكى را كه اينان بر جاى گذاشتهاند ، آوردهاند .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 14 .
( 2 ) . زخرف / 53 .