تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
عرب باديه‌نشينى از شرابِ عُمَر نوشيد . عمر او را حد زد . اعرابى گفت : من از شرابِ تو آشاميدم ! عمر آن شراب را خواست و با آب آن را رقيق ساخت ، سپس نوشيد و آن گاه گفت : هركس شرابش بَست و غليظ شد ، آن را با آب رقيق سازد « 1 » . و از عمر وارد شده كه گفت : ما اين شراب را مىآشاميم تا گوشت شتر را در شكمِ ما هضم كند و ما را آزار ندهد . هركس شرابش غليظ شد آن را با آب مخلوط سازد « 2 » . و نيز گفت : من مردى شكم گُنده‌ام ، در آشاميدنِ اين شربت مرا سرزنش نكنيد و در نوشيدن اين شير مرا معاف داريد ، و اين نبيذ را مىآشامم تا لينتِ مزاج يابم « 3 » . از ابو حنيفه نقل شده كه در حلال بودن اندكى از شرابى كه زيادِ آن مست كننده است ، به سيره عمر احتجاج مىكرد . آن گاه كه عبيدالله - بن عمر بن حفص بن عاصم ابن عمر بن خطّاب - در آشاميدن نبيذ بر ابو حنيفه اعتراض كرد ، او گفت : اين حليّت را از پدرت فرا گرفته‌ايم ! پرسيد : كدام پدر ؟ ابو حنيفه گفت : ( از پدرت حديث رسيده كه گفت : ) هرگاه غليظ بود با آب آن را رقيق سازيد . عبيدالله عمر مىگفت : اگر به مست كنندگى آن يقين داشتى و غليظ نبود ، چه مىكنى ؟ ابو حنيفه ساكت ماند « 4 » . مشاهده مىشود كه اينان به دلالت‌هاى دورى چنگ مىآويزند تا به نتيجه‌اى - هرچند ضعيف - در اين فرع فقهى برسند ؛ از اين روست كه در اختلافاتِ شديد
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ( جصّاص ) 4 : 126 ( و در چاپ دار الكتب ، 1415 ه - ، ج 2 ، ص 581 ) . ( 2 ) . مصنّف ابن ابى شيبه 5 : 79 ، حديث 23875 . ( 3 ) . همان : 80 ، حديث 23879 . ( 4 ) . سنن بيهقى 8 : 306 ؛ سنن دارقطنى 4 : 261 ( عبارت داخل پرانتز از اين كتاب است ) .