ابن حزم از كسانى كه به رأى نخست قائلاند بيزارى مىجويد و بر آنان مىتازد ، سپس به عقيده مكتب « تعبّد محض » گرايش مىيابد ؛ زيرا مىگويد :
اين احاديثِ آشكار - كه صحّتِ آن به تواتر ثابت است - از عايشه ، ابو هُرَيره ، ابو موسى ، ابن عمر ، سعد بن ابى وَقّاص ، جابر بن عبدالله ، نُعمان بن بشير ، ديلم بن هوشع ( همه اينها از پيامبر صلى الله عليه و آله ) نقل شده است ، و جايى براى تأويل و توجيه باقى نمىماند ، بلكه نص در تحريمِ شرابِ مست كننده است ، و حرمتِ شرابِ عسل ، شراب جو ، شراب گندم ، شرابِ ذرّت به شرط آنكه مست كننده باشد ، و تحريم شرابى كه آشاميدنِ زيادِ آن مستىآور است ، بر خلافِ باورِ اشخاصِ دون مايهاى كه خدا توفيقشان نداد . . .
بعضى از آنان درباره برخى از اين احاديث پرده حيا را دريدهاند و اين سخن پيامبر را كه فرمود : « هر مست كنندهاى حرام است » اين گونه توجيه كردهاند كه : مقصود ، آخرين جام است كه در پى آن مستى مىآيد « 1 » .
مقصود ابن حزم از جمله : « بخلاف ما يقول مَن خَذَلَه الله تعالى وحرمه التوفيق » ( بر خلاف آنچه دون مايگانِ ناكام بر زبان مىآورند ) ابو حنيفه و پيروانِ اوست ؛ زيرا آنان خوردنِ دُرده هاى شراب را مكروه مىدانند و مىگويند هركه آن را بياشامد حَدّ ندارد مگر اينكه شخص را مست كند « 2 » .
پيداست كه مقصود از « حرمتِ جامِ آخر » جواز آشاميدنِ اندك مشروبات يا نبيذ است ؛ چراكه نوشيدن شراب ، بىدرنگ مست نمىسازد با جامِ آخر است كه مستى پديد مىآيد ، پس تازيانه براى جامِ آخر است نه جامهاى پيش از آن .
با وارسى گزارههاى تاريخ قانونگذارى اسلام ، به دست مىآيد كه دليلِ صاحب اين قول و عقيده ، عمل عُمَر مىباشد و رأيى كه او در اين زمينه ابراز داشت . روايت شده است :
هامش
( 1 ) . المحلّى 7 : 500 .
( 2 ) . همان : 492 .