و صادق . سپس مجالس امام صادق در نشر مذهب ، همان كاركرد تدوين را در استقرار مذهب عهدهدار شد و پيشوايانى كه نزد آن حضرت شاگردى كردند و شاگردانشان امورى را دريافتند كه مجلس درس امام صادق را سرآمد همه مجالس ( خواه مجالس اهل سنّت يا اهل بيت ) ساخت « 1 » .
آن گاه استاد مواردى را مىشمارد . وى پيش از اين مطلب ، مىنويسد :
دوران شاگردى نزد امام صادق مايه افتخار فقه مذاهب چهارگانه اهل سنّت شد . امّا عظمت امام زياده و كم نمىپذيرد ، آن حضرت علم جدّش را به همه مردم مىرساند .
امامت مرتبه [ بلندى ] است ، و شاگردى امامان اهل سنّت نزد آن حضرت ، اشتياق آنان بود براى نزديك شدن به صاحب اين مرتبه « 2 » .
و در جاى ديگر مىنويسد :
مالك ، بوى پيامبر را در مجلس فرزندِ دختر او مىيافت و حس يا گويا لمس مىكرد مادهاى را كه از جد به نوهاش انتقال مىيابد يا اشياى غير مادى كه عقل و دل را مىرُبايد .
نگاه به آن حضرت لذت بخش بود و شنيدن از او نعمتى [ بزرگ ] و صرف همنشينى با او تأديب و تربيت ، و در همه اينها راه هايى سوى « بهشت » بود .
صاحب مجلس از هر نظر پاك و پاكيزه بود ، از جدش جز به پاكيزگى حديث بر زبان نمىآوَرْد . . . « 3 »
و در جاى ديگر مىنگارد :
هامش
( 1 ) . الإمام جعفر الصادق : 186 .
( 2 ) . همان : 163 .
( 3 ) . همان : 160 .