تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
سيّد رضى الدين على بن طاووس در مهج الدعوات به اسنادش از ابو وَضّاح ، محمّد بن عبدالله بن زيد نَهْشَلى ، از پدرش ، روايت مىكند كه گفت : گروهى از اصحاب امام كاظم عليه السلام - از اهل بيعت و شيعه آن حضرت - در مجلس امام حاضر مىشدند در حالى كه با خود الواح آبنوسِ نازك و ميل‌ها [ و قلم‌هايى ] به همراه داشتند و هنگامى كه امام عليه السلام كلمه‌اى را بر زبان مىآورد يا در واقعه‌اى فتوايى مىداد ، آنچه را كه از او در اين زمينه مىشنيدند ، ثبت مىكردند « 1 » . شيخ بهائى در مشرق الشمسين مىنگارد : از مشايخ ما ( كه خدا تربتشان را پاكيزه گرداند ) به ما رسيده است كه رسم و شيوه اصحابِ اصول چنين بود كه هرگاه از يكى از ائمّه حديثى را مىشنيدند آن را در اصولشان ثبت مىكردند تا با گذشت ايّام بعضى يا همه آن از ياد نرود « 2 » . محقّق داماد مىنويسد : عادت و خوى اصحاب اصول اين بود كه هرگاه از يكى از ائمّهعليهم السلام حديثى را مىشنيدند ، بىدرنگ آن را در اصولشان ضبط مىكردند « 3 » . استاد عبدالحليم الجُنْدى مىگويد : نخستين كسانى كه در تدوين سبقت جستند ، پناه‌آوران به ائمّه اهل بيتعليهم السلام‌اند ، آنان شفاهى يا كَتْبى حديث مىآموختند . از اين رو نقل‌هاى حديثى كتاب‌هاى شيعه ، ميراث ناب و خالص نبوى است .
هامش
( 1 ) . مهج الدعوات : 219 - 220 ؛ مستدرك الوسايل 17 : 292 ، حديث 21382 ( در اين مَأخذ به جاى واژه « اصحاب » واژه « خاصّه » آمده است ) . ( 2 ) . حبل المتين : 274 . ( 3 ) . الرواشح السماويّه : 98 ، راشحه 29 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 676 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى