تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
امام عليه السلام فرمود : بگو ببينم اگر رسول خدا دخترت را خواستگارى كند ، به او مىدهى ؟ رشيد پاسخ داد : آرى ، والله ! و بر اين كار ، بر عرب و عجم افتخار مىكنم . امام عليه السلام فرمود : ليكن اگر دختر مرا خواستگارى كند نمىتوانم او را به زناشويى پيامبر درآورم ؛ زيرا آن حضرت پدر من است ! با اين سخن كوبنده ، هارون ساكت شد و مات و مبهوت ماند « 1 » . ماجراى يحيى بن عبدالله بن حسن با هارون ، نيز همين گونه است « 2 » و اينها از انگيزه‌هايى است كه رشيد را واداشت به دشمنى و آسيب رسانى به امام كاظم عليه السلام و يحيى و ديگر خاندانِ پيامبر صلى الله عليه و آله دست يازد . اين تحريف پياپى در ارث و قضا وشهادات ، به راست - ى شايانِ توجّه است . امي - - ن - كه نامزد ولايت عهدى و امارت بر مسلمانان پس از هارون مىباشد - شراب مىآشامد . هارون و بعضى از كسانى كه در قصرند ، او را در حال مستى مىبينند . رشيد در تنگناى محذور اخلاقى مقابل مسلمانان مىافتد ؛ اگر از اجراى حد چشم پوشد ، اين امر شايع مىشود و ادعاى او به عنوان اميرالمؤمنين تباه مىگردد ، از سويى نمىخواهد بر ولى عهدِ پس از خود « حد » را جارى سازد ! از اين رو براى ابو يوسف قاضى پيك مىفرستد و او را براى امر مهمى احضار مىكند و راه چاره مىجويد . ابو يوسف بُرون رفت‌هاى ضعيفى را پيشنهاد مىكند كه مادر داغديده را مىخنداند [ با وجود اين ] هارون سجده شكر به جاى مىآورد و به ابو يوسف مال هنگفتى را مىبخشد « 3 » . آيا در باب قضا و شهادات ، بالاتر از اين تحريفى هست ؟ !
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : عيون اخبار الرضا عليه السلام 2 : 80 ؛ احتجاج طب - رسى 2 : 164 ؛ وساي - ل الشيعه 20 : 363 ، حديث 25837 . ( 2 ) . مقاتل الطالبيّين : 310 - 313 . ( 3 ) . بنگريد به ، نشوار المحاضرة 1 : 252 .