على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن فضّال و محمّد بن عيسى ، هر دو به نقل از يونس گفتند :
كتابِ فرائض ( ميراث ) را به نقل از اميرالمؤمنين عليه السلام بر ابوالحسن رضا عليه السلام عرضه كرديم ، فرمود : كتاب صحيحى است « 1 » .
در زمان حضرت رضا عليه السلام و پس از آن ، دوره جديدى آغاز شد كه همان عصر تصنيف و استوار سازى و توثيق مُدوَّناتى است كه ادعا يا فرض مىشد آنها مطالب كتاب حضرت على عليه السلام و احكام دين را كه اهل بيت عليهم السلام بيان داشتهاند نقل كردهاند . اصحاب ائمّه عليهم السلام آنها را گرد مىآوردند و بر امامان عليهم السلام عرضه مىكردند تا درستى آن منقولات احراز شود .
از عبدالله جُعْفى روايت شده كه گفت :
بر امام رضا عليه السلام درآمدم و صحيفه يا برگه كاغذى را به همراه داشتم كه در آن به نقل از جعفر بن محمّد نوشته شده بود : « دنيا براى صاحب اين امر چونان نيمه گردو نمايان است [ و امام عليه السلام بر همه چيز آگاه مىباشد ] .
امام رضا عليه السلام فرمود : اى حمزه ، والله اين سخن حق است ، آن را بر پوستى منتقل كن [ يعنى بر پوست بنويس تا ماندگار بماند ] « 2 » .
در اينجا ملاحظه مىشود كه مروى از امام صادق عليه السلام بر امام رضا عليه السلام عرضه مىگردد تا از صحّتِ آن اطمينان به دست آيد ، يا امام عليه السلام آن را بر كتابى كه نزدش
محفوظ است عرضه كند ( چنان كه در حديث اول ملاحظه شد ) يا شيوه ديگرى فراتر از اينها باشد به اينكه امام عليه السلام مطابقتِ روايت را با آنچه از آباى خويش به ياد دارد بنگرد .
هامش
( 1 ) . فروع كافى 7 : 330 ، حديث 1 ( و ص 327 ، حديث 9 ) ؛ وسائل الشيعه 27 : 85 .
( 2 ) . فروع كافى 7 : 330 ، حديث 1 ؛ الاستبصار 4 : 299 ، باب 179 ، حديث 3 .