تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
و مىفرمايد :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
« خدا به شما سفارش مىكند كه سهم هر پسر - در ارث - دو برابر دختر مىباشد » « 1 » . و مىفرمايد :
إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ
« اگرشخصى در حال مرگ است و مالى دارد ، براى پدر و مادر و نزديكان به معروف [ خداپسندانه ] وصيّت كند ، اين كار بر پرهيزكاران حق است » « 2 » . [ با اين همه دليل و شاهد ] شما مىپنداريد كه بهره‌اى از ارث براى من نيست . . . « 3 » در اينجا ابوبكر ناگزير شد ادعا كند او به تنهايى از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده كه فرمود : « نحن معاشر النبياء لا نورِّث درهماً و لا دينارا » « ما گروه انبيا درهم و دينار - به ارث - برجاى نمىگذاريم » . اين اختلاف دومى بود ؛ زيرا حضرت زهرا عليها السلام به عمومات ارث در قرآن و اينكه داود براى سليمان ارث برجاى گذاشت و . . . با ابوبكر به معارضه برخاست . در اثباتِ بطلان ادعاى ابوبكر همين بس كه او خود به زُبير بن عوّام ( داماد دخترش اسماء ، مادر عبدالله بن زبير ) ، محمّد بن مَسْلَمَه و ديگران از اموال برجاى مانده از پيامبر صلى الله عليه و آله ، ارث داد « 4 » . از اينجاست كه مىتوانيم دريابيم كه اين دو باب فقهى ( بيشتر از ديگر باب‌ها ) گاه دچار تبديل و دگرگونى شده‌اند و زمانى به جهل گرفتار آمده‌اند .
هامش
( 1 ) . نساء / 11 . ( 2 ) . بقره / 180 . ( 3 ) . احتجاج طبرسى 1 : 138 ؛ نيز بنگريد به شرح نهج البلاغه ( ابن ابى الحديد ) 16 : 209 - 253 . ( 4 ) . نگاه كنيد به : مجله الرسالة المصريّة ، شماره 518 ، سال يازدهم ، ص 457 ؛ النصّ والاجتهاد : 124 .