مىشود و سپس نزد امام كاظم عليه السلام رخ مىنمايد و پس از آن به تدريج مطرح مىگردد ؛ به همين جهت فقه صحيح و روايات نبوى ، همان است كه آل محمّد نقل كردند و همه مسلمانان را آگاه ساختند كه كتاب حضرت على عليه السلام نزد آنان است و علم دين را از آن - و ديگر كتابها كه با آن همانندى دارد - نقل مىكنند .
اين امور تكامل يافت و به شكل مكتبى كه چارچوب آن روشن است در دوران اين سه امام عليه السلام درآمد . ابراز فراوان كتاب حضرت على عليه السلام توسّط آنان براى استوار سازى و نشر علوم دينى صورت مىگرفت كه بيشتر آن در عصر اين سه ائمّه عليهم السلام حاصل شد .
يادآورى لازم
ائمّه عليهم السلام كتاب امام على عليه السلام را به شكل شايان توجّهى بيشتر در باب ارث و قضا و شهادات ، بارز مىساختند ، سرّ اين اختصاص چيست ؟
وارسى اين امر ما را بر اين حقيقت مهم مىرساند كه نياز خلفا به زعامتِ دينى همراه با كاستىهاشان در اين عرصه ، از عوامل اساسىاى هست كه آنان را به منع نقل و تدوين حديث واداشت . افزون بر اين ، انعطاف موجود در رأى و اجتهاد ، هنگام واقع شدن در تنگنا به فريادشان مىرسيد . تراكمِ منقولات از كتاب حضرت على عليه السلام در باب ارث و قضا و شهادات ، اين حقيقت را اثبات مىكند .
زيرا نخستين اختلاف فقهى پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله ميان حضرت فاطمه عليها السلام و ابىبكر روى داد . اين اختلاف هياهوى بزرگى را برانگيخت كه تا امروزه آثارش باقى است .
فدك در دست حضرت زهرا عليها السلام بود و ابوبكر آن را از دست وكيل حضرت زهرا عليها السلام درآورد . حضرت زهرا عليها السلام آمد تا آن را از ابوبكر بازستاند و در حضور مسلمانان ادعا كرد كه فدك را پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات به وى حضرت بخشيد . ابوبكر شاهد خواست ، حضرت زهرا عليها السلام امام على و امام حسن و حسين عليهم السلام و امّ ايْمَن و امّ سَلَمه را به عنوان شاهد آورد .