خويش آن را نگاشت و در آن همه آنچه نياز است - حتّى ديه خراش - وجود دارد « 1 » .
به اين ترتيب درمىيابيم كه امام صادق عليه السلام ( نزد امامان اهل بيت عليهم السلام ) در رأس بناى هرمِ تدوين قرار دارد و بيشترين اعتمادش به كتاب حضرت على عليه السلام و ديگر كتابهاى پدرانش - و آنچه را كه از صُحُف انبيا ارث بردند - مىباشد .
جاى شگفتى است كه پيروان مكتب منع تدوين ، به سرزنش اص - - حاب تدوي - - ن - حتّى در عصرهاى متأخّر - مىپردازند و نقل از مكتوبات را عيب مىدانند . امّا شيوه خود را كه بازگويى سخن شفاهى از دهانِ اشخاص است ، علمِ دين مىشمارند .
ابو حنيفه به امام صادق عليه السلام طعنه مىزند كه او « صُحُفى » است ( يعنى سخنانش را از كتاب مىگويد ) ، ليكن امام صادق عليه السلام درباره او و ديگرانى كه با او هم مسلكاند مىگويد :
شما را به اينان چه كار ؟ ! از شما چه مىخواهند و بر چه چيز ملامتتان مىكنند ؟ ! . . . به خدا سوگند ، نزد ما چيزهايى است كه به هيچ كس نياز نداريم و مردم به ما محتاجاند ؛ نزد ما كتابى با املاى پيامبر صلى الله عليه و آله است كه على عليه السلام به خط خود آن را نوشت ، صحيفهاى كه طول آن 70 ذرع مىباشد و هر حلال و حرامى در آن هست « 2 » .
كتابهايى كه امام صادق عليه السلام از پدران و اجدادش ستاند ( و به ارث بُرد ) و كتابهايى را كه بر اصحابش املا كرد ، نزد شيعه و اهل سنّت مشهور است .
ابن عُدَى مىگويد :
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات : 174 ، باب 14 فى الأئمّة أنّهم أُعطوا الجفر والجامعة ، حديث 10 .
( 2 ) . بصائر الدرجات : 169 ، باب 13 ، حديث 14 ؛ جامع احاديث الشيعة 1 : 10 و 136 .