تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
على عليه السلام موقعيّتِ لازم را در فقه مسلمانان و در ميان آنها بيايد . از اين روست كه فراوان به آن عنايت مى ورزيد و آشكارش مىساخت . به جهت اهميّت زياد امام صادق عليه السلام به مدوَّنات و كتاب‌ها ، آن حضرت « صُحُفى » ( كسى كه دانش خود را از كتاب‌ها فرا گرفته است ) ناميده شد . امام عليه السلام به اين نسبت افتخار كرد و فرمود : نَعَم ، أَنا صُحُفيّ ؛ قَرَأْتُ صُحُفِ آبائي إبراهيم وموسي « 1 » ؛ آرى ، من صُحُفىام ؛ صُحُفِ اجدادم ابراهيم و موسى را خواندم . از ابو بصير روايت شده كه گفت : بر امام صادق عليه السلام درآمدم ، فرمود : بعضى از اهل بَصْرَه نزدم آمدند و درباره احاديثى كه نوشته بودند نظرِ مرا جويا شدند ، شما چرا نمىنويسيد ؟ مطالب را هرگز نمىتوانيد حفظ كنيد ( و باقى نگه داريد ) مگر اينكه آنها را ثبت كنيد « 2 » . كلينى در كافي مىگويد : عده‌اى از اصحاب ما ، از سَهْل بن زياد ، از حسن بن ظَريف ، از پدرش ظريف ، از مردى كه عبدالله بن ايّوب ناميده مىشد ، گفت : برايم حديث كرد ابو عَمْرو مُتَطَبِّب ، گفت اين كتاب [ يعنى كتاب ظريف در ديات ] را به امام صادق عليه السلام نشان دادم . و على بن فَضّال از حسن بن جَهْم روايت كرده است كه گفت : آن را بر امام رضا عليه السلام عرضه كردم ، فرمود : آن را روايت كنيد ، كتاب صحيحى است « 3 » . تأكيد ائمّه عليهم السلام بر مسائل ارث و قضاوت و شهادت نيز در اين راستاست .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : علل الشرائع 1 : 89 ، باب 81 ، حديث 5 . از اهل بيتعليهم السلام روايت شده كه آنان علم انبيا را مىدانستند و كتاب‌هاى آنان نزد ايشان بود ( نگاه كنيد به : بصائر الدرجات : 158 ) . ( 2 ) . بحار الانوار 2 : 153 ، حديث 47 . ( 3 ) . فروع كافى 7 : 324 ، ذيل حديث 9 ؛ نيز بنگريد به ، وسائل الشيعه 27 : 85 ، حديث 33277 .