تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
جعفر ، احاديث و نسخه‌هايى داشت و از مردمان ثقه ( قابل اعتماد ) بود ( چنان كه يحيى بن مَعين گفته است ) و عَمْرو بن ابى مقدام مىگويد : هر گاه به جعفر بن محمّد مىنگرم ، درمىيابم كه او از سلاله پيامبران است « 1 » . محمّد عجاج خطيب سخن صاحب تهذيب را اين گونه بيان مىكند : نزد جعفر صادق ( 80 - 148 ه - ) رساله‌ها و احاديث و نسخه‌هايى وجود داشت و او از محدّثانِ ثقه ( راستگو ) بود « 2 » . امام صادق عليه السلام بزرگ‌ترين شخصيتِ فقهىاى بود كه در آن زمان مردم مىشناختند . آن حضرت با تيزبينى خطرى را كه در آينده از ناحيه عدم تدوين ، مسلمانان را تهديد مىكرد ، دريافت ، به مُفَضَّل بن عمر جُعْفى فرمود : بنويس و علمت را ميان برادرانت منتشر ساز ، هنگامِ مرگ كتاب‌هايت را براى فرزندانت ارث گذار ؛ چراكه زمان آشوبى در پيش است كه مردم جز به كتاب‌هاشان انس نمىگيرند « 3 » . اين سخن ، همان تداومِ تدوين و فزونى آن را مىرساند كه نزد علماى اهل بيت عليهم السلام وجود داشت . امام حسن عليه السلام يارانش را - هنگامى كه به جهت ترورِ فكرى [ و ارعاب و تهديد ] امويان از روايت باز ايستادند - به كتابت فرامىخواند ، و نيز امام صادق عليه السلام به همين جهت ، اصحاب را بر تدوين برمىانگيزاند و تشويق مىكرد ؛ زيرا همين تراژدى در عصر عبّاسى به شكل ديگرى و در قلمرو نوى پديد آمد يا در آستانه وقوع بود [ و مىخواست فضاى فكرى را تسخير كند ] هرچند منع تدوين در اين دوره تقريباً وجود نداشت ، ليكن مشكلات و معضلات از آنجا رخ نمود كه حاكمانِ عبّاسى مرزها را به روى كشورهاى مجاور فارس ، ترك و ديگران گشودند و خوش‌گذرانىهايى كه در عصر منصور آغاز شد و در زمانِ هارون الرشيد به اوج خود رسيد ، در رويگردان ساختن مردم
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب 2 : 88 ، ترجمه 156 . ( 2 ) . السنّة قبل التدوين : 358 . ( 3 ) . اصول كافى 1 : 52 ، كتاب فضل العلم ، باب رواية الكتب ، حديث 11 .