تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
يا هذا ، لو صِرْتَ إلي مَنازِلنا ، لَارَيْناكَ آثارَ جبرئيل في رِحالنا ؛ أَفَيكونُ أحدٌ أَعْلَمَ بالسُنَّة مِنّا « 1 » ؟ ! اى مرد ، اگر به منازل ما آمد و شد داشتى ، رد پاى جبرئيل را در آنجا به تو نشان مىداديم ! آيا كسى هست كه به سنّت پيامبر از ما داناتر باشد ؟ ! و نيز مىفرمايد : إنّ دينَ الله لا يُصابُ بالعُقُول النّاقِصَة والآراءِ الباطلة والمَقاييسِ الفاسِدَة ، لا يُصابُ إلّا بالتَّسليم ؛ فَمَن سَلَّمَ لنا سَلِمَ ، وَمَنِ اقْتَدي بنا هُدِي ؛ ومَن كان يَعْمَلُ بالقياس وَالرَّأي هَلَكَ « 2 » ؛ با عقل‌هاى ناقص و آراى باطل و قياس‌هاى فاسد ، دينِ خدا به دست نمىآيد ، به دين خدا جز با تسليم نمىتوان رسيد ؛ هركس تسليم ما شود سالم مىماند ، هركه به ما اقتدا كند هدايت مىشود ؛ و هركس شيوه قياس و رأى را در پيش گيرد ، به هلاكت مىافتد . آرى ، امّت اسلام به تحريف گرفتار شد . ابن زهره مىنويسد : بىگمان در اختفاى بسيارى از آثارِ « على » در قضاوت و فتوا ، حكومت اموى دست داشت و گرنه معقول نيست كه « على » را بالاى منبرها لعن كنند و علما را واگذارند كه علم او را حديث كنند و فتاوا و اقوالش را بازگويند ؛ به ويژه در آنچه به اصل حكومت اسلامى ارتباط مىيابد « 3 » . تفصيل سخن در اين باره ، فرصت ديگرى را مىطلبد . از آنچه ابن اثير نقل مىكند مىتوان دريافت كه اصحاب تدوين در دورهء حجّاج چه روزگارى داشتند ، وى مىگويد :
هامش
( 1 ) . نزهة الناظر ( حلوانى ) : 94 . ( 2 ) . كمال الدين : 324 ، باب 31 ، حديث 9 . ( 3 ) . تاريخ المذاهب الإسلاميّه : 285 - 286 .