گفت : اين سخن را واگذار ، و به سخنِ ديگرى بپرداز « 1 » .
ابن عربى استادش - شيخ فهرى - را به تقيه دعوت مىكند ، ليكن استاد وى دوست مىدارد كه براى اقامه سنّت پيامبر فدا شود .
موضع بخارى و مسلم در گزينش روايات و راويان ، از مثالهاى روشنِ تأثيرِ انگيزههاى سياسى در رفتار اشخاص است . اين دو تن از مروان بن حكم و ابو سفيان و معاويه و عمرو بن عاص و مُغِيرة بن شعبه و عبدالله بن عمرو بن عاص و نُعمان بن بشير ، فراوان روايت نقل مىكنند ، ليكن از امام حسن و امام حسين عليه السلام - دو نوهء رسول خدا صلى الله عليه و آله - روايتى را نمىآورند ، و بخارى هرگز به سخن امام صادق عليه السلام احتجاج نمى ورزد .
بيشتر كسانى كه بخارى از آنها روايت مىكند ، عبارتاند از : ابو هُرَيره ، عايشه ، عُمَر ، عبدالله بن عمر ، عبدالله بن عمرو بن عاص ، بخارى 446 حديث از ابو هُرَيره ، 270 حديث از عبدالله بن عُمَر و 442 حديث از عايشه روايت مىكند . در حالى كه از فاطمه - دختر پيامبر - يك حديث ، و از حضرت على عليه السلام تنها 29 حديث نقل مىكند .
چرا چنين است ؟ آيا ابو هُرَيره و عبدالله بن عَمْرو بن عاص ، بيشتر از على به رسول خدا نزديك بودند ؟ ! يا اينكه حضرت على عليه السلام از صحابهاى است كه ابوهريره در توصيف او مىگويد : پرداختن به تجارت او را از ديدارِ پيامبر صلى الله عليه و آله بازداشت !
حقيقت اين است كه اين نگرش به استوار ساختنِ روح قُرَيشى در شريعت ، بازمىگردد .
از مقداد روايت شده كه روز شورا به عبدالرحمان بن عوف گفت :
اى عبدالرحمان ، به خدا سوگند ، على را رها كردى ، در حالى كه او از كسانى است كه به حق حكم مىكند و بر محورِ حق مىچرخد .
عبدالرحمان گفت : اى مقداد ، والله ، به خاطر مسلمانان اجتهاد ورزيدم !
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ( ابن عربى ) 4 : 371 ؛ الاعتصام 1 : 358 ؛ تفسير قرطبى 19 : 281 .