امّتى كه دهان به دهان روايت مىكند ، حق ندارى رواياتِ شفاهى و زبانى آنها را با كتابت ثبت كنى « 1 » .
5 . زندانى ساختن بعضى از صحابه و اعلامِ عمومى بر ترك نقل وتدوين حديث
با وجود اقداماتِ پى در پى و تدابير فراوان ، بعضى از بزرگان صحابه آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند روايت مىكردند و به رأى خليفه اعتنايى نداشتند .
در برابر اين حالت ، عمر دست بسته نماند ، بلكه فرمانهاى تند وسختى صادر كرد كه از نقل و تدوين حديث - به طور قاطع - باز مىداشت . در خطبهاى گفت :
حديث شما بدترين حديث است و كلام شما شَرترين كلام ! هركس مىخواهد حرفى بزند بايد به كتاب الله سخن بگويد و گرنه سر جايش بنشيند « 2 » .
ناقلان حديث پيامبر صلى الله عليه و آله - مانند عمّار ، ابو موسى و . . . - را تهديد كرد و در اين راستا محدّثان صحابه را در مدينه نگه داشت تا تحت نظرش باشند و بر خلافِ رأى او حديث نقل نكنند . در گزارشاتِ تاريخى آمده است كه عمر بعضى از اصحاب پيامبر را زندانى ساخت ، عبدالرحمان بن عوف مىگويد :
عمر نَمُرد تا اينكه سوى اصحاب رسول خدا در سرزمينها پيك فرستاد . . . و گفت : نزدم بمانيد ! به خدا سوگند ، تا زندهام نبايد از من جدا شويد !
آنان در كنار عمر ماندند تا اينكه درگذشت « 3 » .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : بحوث مع أهل السنّة والسلفيّه ( روحانى ) : 97 ؛ تاريخ التشريع الإسلامى ( فضلى ) : 40 .
( 2 ) . اخبار المدينة المنوّره 3 : 800 .
( 3 ) . كنز العمّال 10 : 293 ، حديث 29480 ؛ تاريخ مدينه دمشق 40 : 500 .