تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
اينان اختلاف فقهى را به عنوان وسيله‌اى براى شناسايى پيروان اهل بيت برگرفتند به همين جهت ، احاديث متناقض و رواياتى كه بعضى از مذاهب اسلامى را برتر مىنماياند ، فزونى يافت « 1 » . استاد احمد امين مىگويد : عجيب است اگر ما نمودارى براى حديث ترسيم كنيم ، به شكل هِرمى است كه رأس آن عهد پيامبر مىباشد و با گذشت زمان گسترش مىيابد تا به قاعده هرم مىرسد ( كه دورترين زمان به عهد پيامبر است ) در حالى كه به لحاظ عقلى بايد عكس اين حالت باشد ! صحابه پيامبر بيش از همه با احاديث آن حضرت آشنا بودند ، و به تدريج با مرگ آنها و عدم راوى از آنها ، حديث بايد كاستى پذيرد ؛ و اين روندِ نزولى همچنان ادامه يابد . ليكن مىبينيم كه احاديث عهد اموى بيش از احاديث عصر خلفاى راشدين است ، و احاديث عصر عبّاسى از احاديث عهد اموى فزون‌تر مىباشد « 2 » ! وى سپس اين امر را به جنبش هجرت براى دستيابى به حديث و نقش يهود و نصارا در مسخ شريعت ، توجيه مىكند و با خود فراموشى [ ذهن‌ها را ] از توجّه به نقش نظام سلطه و اهداف سياسى آن - در اين زمينه - باز مىدارد . ليكن آيا يهود ( كه با ذلّت جزيه مىدادند ) بى هيچ پشتيبانى يا اغماضِ از سوى حكومت ، مىتوانستند به نقش ويرانگرشان بپردازند ؟ به نظر مىرسد عوامل سياسى و قائل شدن به مشروعيّت رأى همه صحابه ، از عوامل مهم در اين راستايند . پيامبر صلى الله عليه و آله به وقوع اين ماجرا خبر داد و نگرانى خود را از روزگار آينده ابراز داشت و ضرورت التزام به سنّت و تمسّك به عترت را خواستار گرديد ( چنان كه در حديث ثقلين و ديگر احاديث هست ) ابوبكر نيز وقوع اين ماجرا را پيش بينى كرد ، ولى راه‌حل او دعوت مردم به بسنده كردن به قرآن بود !
هامش
( 1 ) . تفصيل اين سخن در كتاب وضوء النبى آمده است . ( 2 ) . ضحى الإسلام 2 : 128 - 129 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 535 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى