معاوية بن مَيْسَرَة بن شُريح مىگويد : در مسجد خيف به محضر ابا عبدالله [ امام صادق عليه السلام ] شرفياب شدم ، او در ميان جمعى حدود 200 نفر قرار داشت كه يكى از آنها عبدالله بن شُبْرُمَه بود ، پرسيد : اى ابا عبدالله ، ما در عراق بر اساس كتاب و سنّت حكم مىكنيم ، مسألهاى پيش مىآيد ، به رأى خود در آن اجتهاد مى ورزيم . . .
امام صادق عليه السلام فرمود : على بن ابى طالب چگونه شخصيتى بود ؟ ( ابن شُبْرُمَه بسيار او را ستود و به عظمت از او ياد كرد ) امام عليه السلام فرمود :
على عليه السلام ابا داشت از اينكه رأى خويش را در دين خدا دخالت دهد و در چيزى از دين خدا به رأى و قياس نظر دهد . . .
سپس آن حضرت در ادامه فرمود : اگر ابن شُبْرُمَه مىدانست مردم از كجا هلاك شدند ، به قياس نزديك نمىشد و به آن عمل نمىكرد « 1 » .
از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمود :
يا زرارة ، إيّاكَ وأصحاب القياس في الدِّين ؛ فَإنَّهم تَرَكُوا عِلْمَ ما وُكِّلوا به وَتَكَلَّفُوا ما قَدْ كُفُوه ، يَتَأوَّلُونَ الأَخبارَ ، وَيَكْذِبُونَ عَلَي الله - عزّ وجلّ « 2 » )
- وَكَأنّي بالرَّجُل منهم يُنادَي مِن بَيْنِ يَدَيْه ، فيُجِيبُ مِن خَلْفه ، وَيُنادَي مِن خَلْفه ، فيُجيب مِن بَيْنِ يَدَيْه ؛ قد تاهُوا وتَحَيَّروا في الأَرْضِ والدِّين « 3 »
) ؛ اى زراره ، از اصحاب قياس - در دين - بپرهيز ؛ چراكه آنان علمى را كه از آنان خواسته شد واگذاردند و خود را در چيزى كه بسنده بودند ، به زحمت انداختند ؛ اخبار را تأويل مىكنند و بر خدا دروغ مىبندند ! گويا من با يكى از آنانم
هامش
( 1 ) . المحاسن 1 : 210 ، حديث 77 ؛ وسائل الشيعة 27 : 51 ، حديث 33183 .
( 2 ) . زيرا به ظن و تخمين سخن مىگويند ، خداى متعال مىفرمايد : بگو آيا خدا به شما اجازه داده كه به ظن حرف بزنيد يا [ از پيش خود ] بر خدا دروغ مىبنديد ؛قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ( سوره يونس ، آيه 59 ) .
( 3 ) . وسائل الشيعة 27 : 59 ، حديث 33193 .