از همه آنچه گذشت به دست مىآيد كه اين افكار و غير آن ، به دليل منع از تدوين سنّت و التزام به حجيّت رأى صحابه و ديگر عوامل سياسى ، پديد آمد .
درباره اختلاف ، رياضىدانان گفتهاند كه از يك ميلىمتر شروع مىشود و به يك كيلومتر مىرسد ، بلكه به بىنهايت مىانجامد . ما امروزه اين حقيقت را آشكارا در احاديث پيامبر ( و بلايى كه شريعت به آن گرفتار آمد ) شاهديم . كار سنّت به جايى رسيده است كه جز به فعل صحابه پذيرفتنى نيست ، بلكه كلام صحابى و فعل او مخصّص قرآن قرار مىگيرد !
در اينجا بعضى از سخنان اهل بيت عليهم السلام را مىآوريم كه دربر دارنده پاسخ به بسيارى از شبهههاست و بر نامشروع بودنِ « رأى گرايى » تأكيد دارد .
امام صادق عليه السلام نامه مفصّلى به يكى از اصحابش دارد ، در آن آمده است :
اى كسانى كه اميد رحمت و رستگارى برايتان هست ! خدا خيرى را كه برايتان آورد كامل ساخت . بدانيد كه خواست خدا اين نيست كه آدمى در دينش هواى نفس و رأى و قياس را برگزيند .
خدا قرآن را فرستاد و بيانِ هر چيزى را در آن قرار داد و براى قرآن و قرآن آموزى كسانى را شايسته دانست كه علمِ خدايى دارند و در دينشان به هوا و رأى و قياس نمىگروَند ؛ آنان همان اهل ذكراند كه خدا امّت را به سؤال از آنها فراخواند . . .
رسول خدا پيش از رحلت ، آنان را بر اين كار ملزم ساخت ! آنها پس از درگذشت آن حضرت ، گفتند : ما مىتوانيم اجماع مردم را ملاك قرار دهيم ! بر خلافِ فرمان خدا و پيامبر ، اين رويه را در پيش گرفتند ، اين گونه كسان چقدر جسور و گمراهاند ! چه پندار خامى دارند كه اين كار را مقدور خود مىدانند ! والله ، وظيفه خلق اين است كه مطيع فرمان خدا باشند و در حيات محمّد صلى الله عليه و آله و بعد از مرگ او از امرِ خدا پيروى كنند .
آيا اين دشمنان خدا مىپندارند كه در زمانِ پيامبر كسى مىتوانست به رأى و قياس عمل كند ؟ اگر بگويند : آرى ، دروغ بر خدا بستهاند و بسيار در گمراهى به سر مىبرند ؛ و اگر بگويند : نه ، به حجّت عليه خود اقرار كردهاند ؛ چنان كه در
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٥٣٦