* و مسح بر روى كفش را حرام سازم « 1 » .
* و هركه را نبيذ « 2 » بياشامد حد زنم .
* و دستور دهم كه متعه حج و متعه زنان - هر دو - حلال است « 3 » .
* و امر كنم كه در نماز بر ميّت پنج تكبير بگويند « 4 » .
* و مردم را ملزم سازم كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
را به جهر قرائت كنند « 5 » .
* كسانى را كه رسول خدا از مسجدش بيرون كرده و بعد از آن حضرت به آن درآمده ، از مسجد بيرون كنم ؛ و آنان را كه پيامبر به مسجدش درآورده و پس از آن حضرت اخراج شدهاند ، به مسجد درآورم « 6 » .
* مردم را به حكم قرآن و طلاق بر اساس سنّت وادارم « 7 » .
هامش
( 1 ) . عُمَر مسح بر كفش را اجازه داد ؛ با اينكه حضرت على عليه السلام و ابن عبّاس و عايشه و ديگران در اين حكم با او مخالفت ورزيدند .
( 2 ) . نبيذ ، شرابِ خرماست كه پس از پيامبر صلى الله عليه وآله آن را حلال دانستند ( م ) .
( 3 ) . عُمَر هر دو متعه را حرام ساخت و اعلان كرد كه هركس مرتكب آنها شود او را مجازات مىكند ( م ) .
( 4 ) . بر اساس روايتِ حُذَيْفَه و زيد بن ارْقَم و ديگران ، پيامبر صلى الله عليه وآله بر جنازهها پنج بار تكبير مىگفت .
( 5 ) . با اينكه قرائت بسم الله با صداى بلند ، توسط پيامبر صلى الله عليه وآله ( در نماز ) امرى قطعى است و احاديثِ معتبرى در اين زمينه هست ، بر خلاف اين سنّت پيامبر صلى الله عليه وآله پس از آن حضرت ، حاكمان بر اخفاتِ آن پاى فشردند ( م ) .
( 6 ) . احتمال مىرود اشاره به صحابهاى باشد كه با حاكمان به مخالفت برخاستند و با آنكه از مقرّبان پيامبر بودند از مسجد اخراج شدند ؛ و از سوى ديگر كسانى چن حكم بن عاص را كه پيامبر صلى الله عليه وآله اخراج كرد ، اجازه ورود دادند .
( 7 ) . در اين سخن ، امام عليه السلام به اجتهاداتى نظر دارد كه بر خلافِ قرآن انجام شد ؛ مانند سه طلاق در يك مجلس ( و يا دو شاهد براى ازدواج ، و اجراى طلاق بدون شاهد ) .