تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
در سخن ديگرى مىگويد : رسول خدا و واليان پس از او ، سنّت‌هايى را گذاردند كه پيروى از آنها تصديقِ كتاب وتكميلِ طاعت وقوّتِ دينِ خداست ! هيچ‌كس حقّ تغيير و تبديل و گرايش به نظرى بر خلافِ آنها را ندارد ؛ هركه به آنها هدايت جويد ، راه را يافته و هركه به آنها يارى خواهد پيروزمند است ، و هركه با آنها مخالفت كند و راهى جز راهِ مؤمنان را در پيش گيرد « 1 » [ خدا او را به خودش وانهد ودوزخ را به او مىچشاند كه بد فرجامى براى اوست ] « 2 » . بارى ، عمر بن عبدالعزيز ، آنچه را ابوبكر بن حَزْم تدوين كرد ، براى همه سرزمين‌ها سنّت قرار داد ، در حالى كه كتاب وى اجتهاداتِ خلفا را در بر داشت و آنچه را عَمْرَة و قاسم بن محمّد و عايشه و ديگران روايت كرده بودند ، در آن بازگو مىشد ؛ اين تحكيم فقه خلفا همان چيزى بود كه نظام حاكم ، آن را مى خواست . ابن شهاب زُهْرى در اين زمينه مىگويد : عمر بن عبدالعزيز از ما خواست كه سُنن را گرد آوريم ، آنها را در چند دفتر نوشتيم . او بر هر سرزمينِ تحت سلطه‌اش يك دفتر از آن را فرستاد « 3 » . بر اساس گزارشات تاريخى ، تدوين علم [ و مسائل دين ] به خواستِ حاكمان صورت گرفت ، و حكومت در عصر عباسيان در مرجعيت مذاهب چهارگانه اهل سنّت ، نقش بسزايى داشت . بنابراين ، اقدام عمر بن عبدالعزيز تنها گردآورى سنّت پيامبر نبود ، بلكه
هامش
( 1 ) . السنّة ( عبدالله بن احمد ) 1 : 357 ؛ اعتقاد أهل السنّة 1 : 93 ؛ حلية الأولياء 6 : 324 ( متن از اين مأخذ است ) ؛ جامع العلوم والحكم : 264 . ( 2 ) . بخش پايانى اين سخن - كه در متن نيامده است و ترجمه شد - مضمونِ آيه 115 سوره نساء است ( م ) . ( 3 ) . جامع بيان العلم وفضله 1 : 76 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 460 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى