تدوين كدام حديث در عصر ابن عبدالعزيز ؟ !
سياست نقش بزرگى در صدور اين احاديث و غير آن دارد . احاديثى چون « العشرةُ المبشّرة » ( ده نفرى كه وعده بهشت داده شدند ) ، « عدالت همه صحابه » و . . . اين احاديث مسلك تعدّد آرا را كه بذر آن به وسيله ابوبكر و عمر ( هنگام منعشان از حديث و تدوين ) پاشيده شد ، روشن مىسازند .
شيوع پديده حديث محورى نزد بعضى از صحابه ، و رأى محورى نزد بعض ديگر ، و اختلاط هر دو نزد فرقه سوّم . . . سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را با آثار صحابه آميخت ودرهم و برهم شد ، خشك و تر با هم سوخت و درست و نادرست به هم آميخت و سنّت با سيره عمومى مردم ، مخلوط گشت .
عمر بن عبدالعزيز خواست سيره شيخين را استوار سازد تا شريعتِ عملى مسلمانان باشد . وى به ابوبكر بن عَمْرو بن حَزْم مىنويسد :
حديث پيامبر يا سنّت آن حضرت يا حديث عَمْرَه را مد نظر قرار داده و آن را بنويس ، چراكه بيم دارم علم و عُلَما از ميان بروند « 1 » .
در نقل ديگر آمده است :
« و حديث عُمَر » « 2 » ،
و در نقل سومى هست كه ابن عبدالعزيز خواست احاديثى كه نزد عَمْرَه ( دختر عبدالرحمان ) و قاسم بن محمّد وجود دارد برايش نوشته شود ، او نيز اين كار را كرد « 3 » .
در كتاب حلية الأولياء به نقل از حاطب بن خلايف بُرجُمى آمده است :
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 1 : 49 ؛ طبقات ابن سعد 8 : 480 ؛ سنن دارمى 1 : 137 ، حديث 488 ؛ التمهيد ( ابن عبدالبر ) 17 : 251 ؛ تقييد العلم : 105 - 106 ( متن از اين مأخذ است ) .
( 2 ) . سنن دارمى 1 : 137 ، حديث 487 .
( 3 ) . الطبقات الكبرى 2 : 387 ؛ الجرح والتعديل 1 : 21 ( و جلد 9 ، ص 337 ) ( متن از اين مأخذ است ) ؛ تهذيب الكمال 33 : 140 .