طحاوى در شرح معاني الآثار اينروايت را بهسند صحيح نقلمىكند « 1 » .
در اينجا ابن عُمَر - كه يك صحابى است - با حديثى كه خود روايت كرده ، مخالفت ميورزد ! از اين رو علما اختلاف دارند :
اصحاب مذهب اول - كه قائلاند مخالفت صحابى با روايتِ خودش حديث را از احتجاج نمىاندازد - به مقتضاى حديث عمل مىكنند كه بالا بردن دستهاست هنگامِ افتتاح نماز و هنگامِ ركوع و هنگامِ برخاستن از ركوع ، و اين ، مذهب جمهور است .
امّا اصحاب مذهب دوم - كه قائلاند مخالفت صحابى با روايت خودش آن را از اعتبار مىاندازد - عمل عبدالله بن عُمَر را ملاك قرار مىدهند كه همان بلند كردن دستها فقط در هنگام شروع نماز است ، و عمل به حديث را رها مىكنند واينان اكثر حنفيهاند .
جَصّاص در الفصول مىگويد :
اين كه ابن عمر دست ها را در نماز بالا نمى برد ، با اين كه خودش از پيامبر نقل نموده ، گوياى اين است كه وى نسخ حديث را دريافت و گرنه آن را ترك نمىكرد ؛ چراكه بر صحابىاى مثل او ، روا نيست اين گمان به ذهن آيد كه با سنّت پيامبر - كه خود روايت كرد و جاى تأويل در آن نيست - مخالفت ورزد .
اكثر حنفيان به مثل آنچه ابوبكر جَصّاص گفته است ، جزم دارند و بر اين باورند كه : با مخالفت ابن عمر با اين حديث ( كه خودش آن را روايت مىكند ) مىتوان دريافت كه نسخِ آن ثابت شده است .
از آنان است ابو زيد دَبُوسى در الأسرار في الأُصول والفروع ، سِجِسْتانى در الغنية في الأُصول ، سرخسى در اصولش ، كمال بن همام در التحرير ، عبدالعزيز بخارى
هامش
( 1 ) . مصنّف ابن ابى شيبة 1 : 214 ، حديث 2452 ؛ شرح معانى الآثار 1 : 227 ؛ الدراية فى تخريج احاديث الهداية 1 : 149 .