و نيز اين حديث را ابن عبّاس و ابو موسى روايت كردهاند و روايت صحيحى است ؛ مَروَزى مىگويد : از احمد و يحيى درباره اين حديث پرسيدم ، گفتند : صحيح است « 1 » و اين گفته ، صريح در مسئله است .
امر دوم : مخالفت عايشه با اين حديث ، صريح نيست . به فرض بپذيريم صراحت دارد ، عمل عايشه يا ديگران نمىتواند حديث ثابتى را كه هيچ يك از ائمّه مورد اعتماد حديث در آن شك ندارد ، از اعتبار ساقط سازد ( و داناى حقيقى خداست ) .
مثال سوم
بخارى و مسلم در صحيح خودشان و ابو داود و تِرمِذى و نسائى و ابن ماجَه در سننشان ، و امام مالك در الموطّأ و امام احمد در المسند ، از زُهْرى از سالم از پدرش - عبدالله بن عمر - روايت كرده كه گفت :
رأيتُ رسول الله صلي الله عليه و آله إذا اسْتَفْتَحَ الصلاةَ رفع يَدَيْهِ حتّي يُحاذي مَنكَبَيْه ، وإذا أرادَ أن يَرْكَعَ وبعدَ ما يَرْفَعُ رأسه مِنَ الرُّكوع ، ولا يَفْعَلُ ذلك في السُّجود « 2 » )
؛ رسول خدا را ديدم هرگاه كه نماز را آغاز مى كرد و نيز آن گاه كه به ركوع مى رفت و از آن سر بر مى داشت ، دستها را تا مقابل شانهها بالا مى برد ؛ و اين كار را در سجده انجام نمى داد .
اين حديث را عبدالله بن عمر از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند ولى به آن عمل نمى كرد ، بلكه خلافِ آن را در پيش گرفته بود و دستانش را جز هنگام شروع نماز بالا نمىبرد .
ابن ابى شَيْبَه در المُصَنَّف آورده كه مجاهد گفت :
نديدم كه ابن عُمَر جز در آغاز نماز دستهايش را بالا بَرَد .
هامش
( 1 ) . المغنى 7 : 6 ؛ كشف القناع 5 : 48 .
( 2 ) . صحيح بخارى 1 : 257 ، حديث 702 ؛ صحيح مسلم 1 : 292 ، حديث 390 ؛ سنن ابى داود 1 : 191 ، حديث 721 ؛ سنن ترمذى 2 : 35 ، حديث 255 ؛ سنن نسائى 2 : 182 ، حديث 1025 ؛ سنن ابن ماجة 1 : 279 ، حديث 858 ؛ الموطّأ 1 : 75 ، حديث 163 ؛ مسند احمد 8 : 2 ، حديث 4540 .