در كشف الأسرار ، امير بادشاه در تيسير التحرير ، ابن امير الحاج در التقرير والتحبير ، نَسَفى در كشف الأسرار و ملاجيون در نور الأنوار شرح المنار .
و بعضى از حنفيه گفتهاند : چون ابن عُمَر با حديثى كه خودش روايت كرده ، مخالفت ورزيده است ، اين حديث اعتبار ندارد و نمىتوان به آن احتجاج كرد ( و نگفتهاند كه آن منسوخ است ) ؛ مانند بَزْدَوى در اصولش ، و خبازى در المغني .
آنگاه دكتر عبدالكريم مىگويد :
نظر راجح همان عقيده جمهور علماست ؛ يعنى بالا بردن دستها هنگام تكبيرة الإحرام ، و هنگام ركوع ، و هنگام بلند شدن از ركوع .
به چند دليل :
اول : عمل پيامبر است نه فعل يكى از صحابه ؛ خواه ابن عُمَر باشد يا كس ديگر .
دوم : به مقتضاى اين حديث ، اصحاب پيامبر عمل كردهاند ؛ حسن مىگويد : اصحاب پيامبر را ديدم كه هنگام تكبيرة الإحرام و هنگام ركوع آن گاه كه سر از ركوع برمىداشتند ، دستهايشان را چونان بادبزنها ، بلند مىكردند « 1 » .
بخارى مىگويد : ابن مَدِينى - كه اعلم اهلِ زمان خود بود - مىگفت : به دليل اين حديث ، شايسته است مسلمانان [ هنگام تكبير ] دستهايشان را بلند كنند « 2 » .
سوم : سخن مجاهد مبنى بر اين كه : وى نديد كه ابن عمر دستانش را بلند كند مگر در تكبيرِ آغاز نماز ، با آنچه طاووس ذكر كرده ، معارض است . طاووس مىگويد : ابن عمر را ديده كه موافق با آنچه وى از پيامبر روايت مىكند ، عمل مىكرد .
هامش
( 1 ) . التمهيد ( ابن عبدالبر ) 9 : 217 ؛ المغنى 1 : 295 ؛ الدرايه فى تخ - - ريج اح - اديث إله - دايه 1 : 155 ؛ نصب الرايه 1 : 416 .
( 2 ) . التحقيق فى احاديث الخلاف 1 : 331 ، حديث 419 ؛ المغنى 1 : 295 ؛ تحف - ه الأح - - وذى 2 : 88 .